بازار انحصاری چیست؟ انحصار کامل، انحصار چندجانبه و رقابت انحصاری به زبان ساده
فهرست مطالب۱۳ بخش
- انحصاری یعنی چه؟ معنای ساده و دقیق
- چهار نشانهٔ یک بازارِ انحصاری
- انواع بازار انحصاری کداماند؟
- ۱. انحصارِ کامل: فقط یک فروشنده
- ۲. انحصارِ چندجانبه: چند غولِ بزرگ
- ۳. رقابتِ انحصاری: شلوغ، ولی هر کس جنسِ خودش را دارد
- انحصارِ خرید: وقتی خریدار تنهاست
- جدولِ مقایسهٔ رقابت کامل، رقابت انحصاری، انحصار چندجانبه و انحصار کامل
- فرق انحصار و رقابت انحصاری چیست؟
- بازارِ انحصاری چطور به وجود میآید؟
- انحصار به ضررِ کیست و به سودِ کیست؟
- قیمتگذاری دستوری: وقتی انحصارگر دستش بسته است
- انحصار چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد؟
- انحصار با قیمتِ آزاد
- انحصار با قیمتِ دستوری
- انحصار در تولید، رقابت در قیمت
- نمونههای بازار انحصاری در ایران
- چکلیستِ سرمایهگذار: سهمِ انحصاری را چطور بسنجیم؟
- سه اشتباهِ رایج دربارهٔ بازار انحصاری
- سوالات متداول
- جمعبندی

فرض کنید در محلهٔ شما فقط یک نانوایی باشد. نان را هر قیمتی بدهد، باز هم صف میایستید، چون جای دیگری نیست. این همان بازار انحصاری است.
انحصاری یعنی بازاری که فروشِ یک کالا یا خدمت در دستِ یک یا چند فروشندهٔ محدود است و رقیبِ جدی ندارد. فروشندهٔ انحصاری خودش قیمت را تعیین میکند، چون خریدار جایگزینِ نزدیکی پیدا نمیکند و ورودِ رقیب تازه هم سخت است. انحصار سه شکلِ اصلی دارد: انحصارِ کامل، انحصارِ چندجانبه و رقابتِ انحصاری.
این موضوع فقط بحثِ کتابِ اقتصاد نیست. اگر سهام میخرید، باید بدانید شرکتِ مورد نظرتان در کدام نوع بازار کار میکند، چون همین موضوع روی سودِ آن شرکت و روی قیمتِ سهمش اثر مستقیم دارد. بیایید قدمبهقدم جلو برویم.
انحصاری یعنی چه؟ معنای ساده و دقیق
واژهٔ «انحصار» یعنی چیزی را فقط مالِ خود کردن. در اقتصاد، بازارِ انحصاری (به انگلیسی Monopoly یا «مونوپولی») بازاری است که یک فروشنده یا چند فروشندهٔ معدود، کنترلِ بیشترِ عرضه را در دست دارند.
برای اینکه انحصار را خوب بفهمیم، باید نقطهٔ مقابلش را هم بشناسیم. در اصول اقتصاد به بازاری که فروشندههای خیلی زیاد دارد و همه یک جنسِ یکسان میفروشند «رقابتِ کامل» میگویند. بازارِ گوجهفرنگیِ میدانِ ترهبار نزدیک به رقابتِ کامل است. هیچ میوهفروشی نمیتواند گوجه را دو برابرِ بقیه بفروشد، چون مشتری دو قدم آنطرفتر میرود.
بازارِ انحصاری درست برعکس است. در آنجا فروشنده «قیمتگذار» است، نه «قیمتپذیر». یعنی بهجای اینکه قیمت را از بازار بگیرد، خودش قیمت را به بازار میدهد.
چهار نشانهٔ یک بازارِ انحصاری
- فروشندهٔ تک یا معدود: یک یا چند شرکت بیشترِ فروش را دارند.
- نبودِ جایگزینِ نزدیک: خریدار نمیتواند بهراحتی جنسِ دیگری بهجایش بخرد. برق را با هیچ چیز عوض نمیکنید.
- موانعِ ورود: رقیبِ تازه نمیتواند بهآسانی وارد شود؛ چون مجوز نمیدهند، سرمایهٔ خیلی زیادی لازم است یا فناوری در دستِ دیگری است.
- قدرتِ قیمتگذاری: فروشنده میتواند قیمت را بالاتر از هزینهٔ تولید نگه دارد و حاشیهٔ سودِ بزرگی بگیرد.
پس هر جا این چهار نشانه را با هم دیدید، با بازاری انحصاری روبهرو هستید، حتی اگر اسمش را کسی انحصار نگذاشته باشد.
انواع بازار انحصاری کداماند؟
اقتصاددانها بازارها را روی یک خطِ پیوسته میچینند. یک سرِ خط رقابتِ کامل است و سرِ دیگرش انحصارِ کامل. هرچه به سمتِ انحصار برویم، تعدادِ فروشندهها کمتر و قدرتِ قیمتگذاری بیشتر میشود.

۱. انحصارِ کامل: فقط یک فروشنده
انحصارِ کامل یعنی در کلِ بازار فقط یک فروشنده هست. خریدار یا از او میخرد یا اصلاً نمیخرد. نمونهاش شبکهٔ آب و فاضلابِ شهری است. هیچکس دو لولهکشیِ آب به یک خانه نمیکشد.
نمونهٔ دیگر ضربِ سکهٔ طلا در ایران است. ضربِ سکهٔ رسمی فقط کارِ بانک مرکزی است و هیچ کارگاهِ دیگری اجازهاش را ندارد. البته بانک مرکزی قیمتِ سکه را تعیین نمیکند؛ قیمت را بازار و طلای جهانی میسازند. این نکته را نگه دارید، چون بعداً به کارمان میآید: انحصار در تولید همیشه به معنای قدرت در قیمت نیست.
۲. انحصارِ چندجانبه: چند غولِ بزرگ
انحصارِ چندجانبه (Oligopoly) یعنی چند شرکتِ بزرگ بیشترِ بازار را در دست دارند. هر کدام وقتی تصمیمی میگیرد، باید حواسش به واکنشِ بقیه باشد. اگر یکی قیمت را پایین بیاورد، بقیه هم مجبور میشوند.
بازارِ تلفنِ همراهِ ایران نمونهٔ روشنی است. چند اپراتورِ اصلی بیشترِ مشترکها را دارند و ورودِ اپراتورِ تازه بدونِ مجوزِ دولت و سرمایهٔ سنگین تقریباً ناممکن است. خودروسازیِ داخلی هم سالها در دستِ دو گروهِ بزرگ بوده است.
خطرِ اصلیِ این بازار «تبانی» است. یعنی چند شرکت پنهانی با هم توافق کنند که قیمت را بالا نگه دارند. در این حالت رفتارشان شبیهِ یک انحصارگرِ تنها میشود. برای همین قانونگذارها به این بازارها حساساند.
۳. رقابتِ انحصاری: شلوغ، ولی هر کس جنسِ خودش را دارد
رقابتِ انحصاری (Monopolistic Competition) اسمِ گیجکنندهای دارد، ولی مفهومش ساده است. فروشنده زیاد است و ورود هم آزاد است، اما هر کدام جنسِ کمی متفاوتی دارد. همین تفاوت به او قدرتِ قیمتگذاریِ کوچکی میدهد.
رستورانها، آرایشگاهها، شیرینیفروشیها و برندهای پوشاک نمونهاند. شیرینیفروشیِ سرِ کوچهٔ شما شاید نانخامهای را کمی گرانتر از بقیه بدهد و باز هم مشتری داشته باشد، چون خامهاش معروف است. ولی اگر خیلی گران کند، مشتری به شیرینیفروشیِ بعدی میرود.
در این بازار تبلیغات و برند خیلی مهم است. هر فروشنده میکوشد خودش را متفاوت نشان بدهد تا مشتری به قیمت حساسیتِ کمتری داشته باشد.
انحصارِ خرید: وقتی خریدار تنهاست
یک نوعِ دیگر هم هست که کمتر دربارهاش حرف میزنند: انحصارِ خرید (Monopsony). یعنی فروشنده زیاد است ولی خریدار یکی است. مثلاً وقتی یک شرکت فقط یک مشتریِ بزرگ دارد، آن مشتری میتواند قیمت را به او دیکته کند. در تحلیلِ سهام این هم نشانهٔ خطر است.
پس سه نوعِ اصلیِ انحصار را دیدیم. حالا وقتِ آن است که همه را کنارِ هم بگذاریم.
جدولِ مقایسهٔ رقابت کامل، رقابت انحصاری، انحصار چندجانبه و انحصار کامل
این جدول چهار نوع بازار را از نظرِ چیزهایی که برای خریدار و سرمایهگذار مهم است کنارِ هم میگذارد:
| ویژگی | رقابت کامل | رقابت انحصاری | انحصار چندجانبه | انحصار کامل |
|---|---|---|---|---|
| تعدادِ فروشنده | خیلی زیاد | زیاد | چند شرکتِ بزرگ | یک شرکت |
| شکلِ کالا | کاملاً یکسان | کمی متفاوت (برند، کیفیت) | یکسان یا متفاوت | بیجایگزین |
| موانعِ ورود | تقریباً هیچ | کم | زیاد | خیلی زیاد |
| قدرتِ قیمتگذاری | هیچ | کم | زیاد، وابسته به رقبا | خیلی زیاد |
| نقشِ تبلیغات | بیمعنا | خیلی مهم | مهم | کم |
| سودِ بلندمدت | عادی | نزدیک به عادی | بالاتر از عادی | بالا، اگر دولت قیمت را نبندد |
| نمونهٔ روزمره | میدانِ ترهبار | رستوران، پوشاک | اپراتورهای موبایل، خودروسازها | آب و برقِ شهری |
همانطور که میبینید، از چپ به راست هرچه جلو برویم، قدرتِ فروشنده بیشتر و دستِ خریدار بستهتر میشود. ولی ردیفِ «سودِ بلندمدت» یک شرط دارد که در ایران خیلی مهم است و جلوتر به آن میرسیم.
فرق انحصار و رقابت انحصاری چیست؟
این دو اسم شبیهاند و خیلیها قاطیشان میکنند. فرقِ اصلی در سه چیز است:
- تعدادِ فروشنده: در انحصار یکی یا چندتا؛ در رقابتِ انحصاری خیلی زیاد.
- ورودِ رقیب: در انحصار سخت یا ممنوع؛ در رقابتِ انحصاری آزاد. هر کس سرمایهٔ کوچکی داشته باشد میتواند یک کافه باز کند.
- دوامِ سود: در انحصار سودِ اضافه میتواند سالها بماند. در رقابتِ انحصاری، اگر یک کافه سودِ زیادی کند، ده کافهٔ دیگر کنارش باز میشوند و سودِ اضافه کمکم آب میرود.
پس رقابتِ انحصاری در واقع بیشتر «رقابت» است تا «انحصار». فقط هر فروشنده یک گوشهٔ کوچک از بازار را با برندِ خودش نگه داشته است.
بازارِ انحصاری چطور به وجود میآید؟
هیچ انحصاری بیدلیل نیست. همیشه یک دیوار جلوی ورودِ رقیب هست. این دیوارها را «موانعِ ورود» میگویند:
- مجوز و قانون: دولت فقط به یک یا چند شرکت اجازهٔ فعالیت میدهد. مثلِ مجوزِ اپراتورِ موبایل یا حقِ ضربِ سکه.
- انحصارِ طبیعی: وقتی ساختنِ زیرساخت آنقدر گران است که فقط یک شرکت صرفه دارد. خطِ لولهٔ گاز، شبکهٔ برق و راهآهن از این دستهاند.
- مقیاسِ بزرگ: شرکتِ بزرگ هر واحد را ارزانتر تولید میکند. تازهواردِ کوچک نمیتواند با این قیمت رقابت کند.
- در اختیار داشتنِ منبعِ کمیاب: معدن، کانسار یا مادهٔ اولیهای که فقط یک شرکت دارد.
- اختراع و فناوری: حقِ ثبتِ اختراع اجازه میدهد شرکت برای مدتی تنها فروشندهٔ یک دارو یا فناوری باشد.
- بستنِ واردات: وقتی وارد کردنِ جنسِ خارجی ممنوع یا خیلی گران باشد، تولیدکنندهٔ داخلی رقیبِ خارجی ندارد. بازارِ خودروی ایران سالها همین وضع را داشته است.
پس اگر خواستید بفهمید یک انحصار چقدر دوام میآورد، بپرسید: دیوارش از چیست و چقدر محکم است؟ مجوزِ دولتی را میشود با یک بخشنامه برداشت، ولی شبکهٔ برق را کسی یکشبه دوباره نمیسازد.
انحصار به ضررِ کیست و به سودِ کیست؟
انحصار معمولاً برای مصرفکننده بد است. قیمت بالاتر میرود، کیفیت پایینتر میآید و فروشنده انگیزهٔ کمتری برای بهتر شدن دارد. کسی که ماشینِ داخلی خریده، احتمالاً این را با پوست و گوشتش حس کرده است.
ولی انصافاً انحصار همیشه شر نیست. در انحصارِ طبیعی، یک شرکتِ بزرگ ارزانتر از ده شرکتِ کوچک کار میکند. حقِ اختراع هم انگیزه میدهد شرکتهای دارویی سالها برای داروی تازه هزینه کنند.
| برای چه کسی | معایب | مزایای احتمالی |
|---|---|---|
| مصرفکننده | قیمتِ بالاتر، کیفیتِ پایینتر، حقِ انتخابِ کمتر | در انحصارِ طبیعی، خدمتِ یکپارچه و گاهی ارزانتر |
| شرکتِ انحصاری | تنبلی و نوآوریِ کم؛ زیرِ ذرهبینِ دولت | سودِ پایدار، فروشِ مطمئن |
| کلِ اقتصاد | هدر رفتنِ منابع، تولیدِ کمتر از نیاز | سرمایهگذاریِ بزرگ در زیرساخت و پژوهش |
برای همین دولتها انحصار را رها نمیکنند. در ایران «قانونِ اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴» فصلی دربارهٔ منعِ انحصار دارد و نهادی به نامِ شورای رقابت برای نظارت بر بازارهای انحصاری ساخته شده است. ابزارِ رایجِ دولت هم «قیمتگذاریِ دستوری» است.
قیمتگذاری دستوری: وقتی انحصارگر دستش بسته است
قیمتگذاریِ دستوری یعنی دولت بهجای بازار قیمت را تعیین میکند. هدف این است که فروشندهٔ انحصاری نتواند هر قیمتی خواست بگذارد. این منطقی به نظر میرسد، ولی در کشوری با تورمِ بالا یک گرفتاری بزرگ دارد.
بیایید با هم حساب کنیم. این فقط مثال است و عددها ساختگیاند:
- یک شرکتِ انحصاری هر واحد از محصولش را ۸۰ هزار تومان تمام میکند و دولت قیمتِ فروش را ۱۰۰ هزار تومان تعیین کرده است. سودِ هر واحد ۲۰ هزار تومان است؛ یعنی حاشیهٔ سودِ ۲۰٪.
- یک سال میگذرد و تورم ۳۵٪ است. حقوقِ کارگر، مواد اولیه و برق گران میشوند. هزینهٔ هر واحد از ۸۰ هزار به حدودِ ۱۰۸ هزار تومان میرسد.
- دولت میترسد گرانی مردم را ناراضی کند و قیمت را فقط ۱۰٪ بالا میبرد؛ یعنی ۱۱۰ هزار تومان.
- حالا سودِ هر واحد فقط ۲ هزار تومان است. حاشیهٔ سود از ۲۰٪ به کمتر از ۲٪ رسیده است.
یعنی شرکت هنوز انحصاری است، هنوز همهٔ بازار مالِ خودش است، ولی تقریباً سودی نمیکند. اگر یک سالِ دیگر هم همینطور بگذرد، زیان میدهد. این همان چیزی است که سالها برای خودروسازهای داخلی پیش آمد: بازارِ انحصاری، صفِ خریدارِ طولانی و در عینِ حال زیانِ سنگین.
پس در ایران انحصار بهتنهایی کافی نیست. باید بپرسیم: قیمت را چه کسی تعیین میکند؟ انحصارگری که قیمت را خودش میگذارد، با انحصارگری که قیمتش را دولت میبندد، دو دنیای متفاوتاند.
انحصار چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد؟
وارن بافت، سرمایهگذارِ معروفِ آمریکایی، به مزیتی که رقیب نمیتواند از شرکت بگیرد «خندق» میگوید. مثلِ خندقی که دورِ قلعه میکندند تا دشمن نزدیک نشود. انحصار یکی از عمیقترین خندقهاست. ولی در بورسِ ایران باید این خندق را با دقت نگاه کرد.
انحصار با قیمتِ آزاد
اگر شرکتی انحصاری باشد و قیمت را بازار یا خودش تعیین کند، معمولاً سودِ پایدار و قابلِ پیشبینی دارد. در تحلیل بنیادی به این شرکتها امتیازِ کیفیِ بالایی میدهند. بازار هم معمولاً حاضر است برای سودِ آنها قیمتِ بالاتری بپردازد؛ یعنی نسبت P/E آنها بالاتر از میانگین است.
انحصار با قیمتِ دستوری
اگر قیمتِ محصول را دولت تعیین کند، سود به تصمیمِ دولت گره میخورد، نه به مهارتِ مدیرانِ شرکت. صنعتِ دارو در ایران نمونه است: قیمتِ بیشترِ داروها را سازمان غذا و دارو تعیین میکند. شرکتهای اپراتورِ موبایل هم تعرفهشان را خودشان نمیگذارند و منتظرِ مجوزِ نهادِ تنظیمکننده میمانند. برای شناختِ بیشترِ این صنعتها تحلیل صنعت دارو و تحلیل صنعت خودرو را بخوانید.
در این شرکتها، مهمترین خبر خبرِ «آزادسازیِ قیمت» یا «افزایشِ تعرفه» است. یک بخشنامه میتواند سودِ سالانه را چند برابر یا نصف کند. برای همین سهمِ این شرکتها با خبرهای قیمتگذاری تند بالا و پایین میرود.
انحصار در تولید، رقابت در قیمت
گروهِ سوم شرکتهاییاند که در داخل رقیبِ کمی دارند، ولی قیمتِ محصولشان از روی قیمتِ جهانی یا بورس کالا ساخته میشود. فولادسازها و پتروشیمیها بیشتر اینطورند. موقعیتِ انحصاریِ داخلی به آنها فروشِ مطمئن میدهد، ولی قیمت را نمیتوانند به دلخواه بالا ببرند. سودشان بیشتر به قیمتِ جهانی و نرخ دلار بستگی دارد.
پس سه شرکتِ «انحصاری» ممکن است سه سرنوشتِ کاملاً متفاوت داشته باشند. برچسبِ انحصار را نخرید؛ ببینید پشتش چه کسی قیمت را تعیین میکند.
نمونههای بازار انحصاری در ایران
این جدول چند بازارِ آشنا را نشان میدهد. هدف آموزش است، نه توصیه به خرید یا فروشِ هیچ سهمی:
| بازار | نوعِ ساختار | مانعِ ورود | چه کسی قیمت را تعیین میکند؟ |
|---|---|---|---|
| آب، برق و گازِ شهری | انحصارِ کامل و طبیعی | زیرساختِ بسیار گران | دولت |
| ضربِ سکهٔ طلای رسمی | انحصارِ کامل در تولید | قانون | بازار و قیمتِ جهانیِ طلا |
| تلفنِ همراه | انحصارِ چندجانبه | مجوز و سرمایهٔ سنگین | نهادِ تنظیمکنندهٔ دولتی |
| خودروی داخلی | انحصارِ چندجانبه | تعرفه و محدودیتِ واردات | در سالهای زیادی دولت؛ بخشی از عرضه در بورس کالا |
| دارو | رقابتِ محدود، با قیمتِ دستوری | مجوزِ تولید و ثبتِ دارو | سازمان غذا و دارو |
| رستوران و پوشاک | رقابتِ انحصاری | کم | خودِ فروشنده، در رقابت با بقیه |
نکتهٔ این جدول در ستونِ آخر است. در بیشترِ بازارهای انحصاریِ ایران، قیمت را دولت تعیین میکند یا اثرِ زیادی بر آن دارد. یعنی انحصار و قیمتگذاریِ دستوری در ایران معمولاً با هم میآیند. سیاستها هم مدام عوض میشوند؛ پس پیش از هر تصمیم، آخرین مصوبهها را خودتان بررسی کنید.
چکلیستِ سرمایهگذار: سهمِ انحصاری را چطور بسنجیم؟
اگر شنیدید «این شرکت انحصاری است، حتماً بخر»، پیش از هر کاری این پرسشها را از خودتان بپرسید:
- شرکت واقعاً انحصاری است یا فقط بزرگ است؟ سهمش از کلِ بازار چند درصد است؟
- دیوارِ انحصار از چیست؟ مجوز، زیرساخت، منبعِ کمیاب یا بستنِ واردات؟ با یک تصمیمِ دولت فرو میریزد؟
- قیمتِ فروش را چه کسی تعیین میکند: شرکت، بازار، بورس کالا یا دولت؟
- در چند سالِ گذشته، قیمتِ فروش همپای تورم بالا رفته یا عقب مانده؟ حاشیهٔ سود رو به بالاست یا رو به پایین؟
- آیا شرکت به یک خریدارِ بزرگ وابسته است؟ اگر بله، خریدار هم قدرت دارد.
- خطرِ ورودِ رقیب چقدر است؟ اگر واردات آزاد شود، چه اتفاقی میافتد؟
- قیمتِ امروزِ سهم این انحصار را از قبل حساب کرده یا نه؟ شرکتِ خوب با قیمتِ خیلی گران، سرمایهگذاریِ خوبی نیست. برای این کار ارزش ذاتی را بشناسید.
پس انحصار یک امتیاز است، نه یک تضمین. تصمیمِ نهایی با خودتان است، ولی با این چکلیست دستکم میدانید دنبالِ چه بگردید.
سه اشتباهِ رایج دربارهٔ بازار انحصاری
- «انحصاری یعنی حتماً پرسود»: نه. با قیمتگذاریِ دستوری و تورمِ بالا، شرکتِ انحصاری هم میتواند زیان بدهد. خودروسازها نمونهٔ روشناند.
- «رقابتِ انحصاری یعنی انحصار»: نه. در رقابتِ انحصاری ورود آزاد است و سودِ اضافه دوام ندارد.
- «انحصار همیشگی است»: نه. یک مجوزِ تازه، آزاد شدنِ واردات یا فناوریِ جدید میتواند دیوارِ انحصار را خراب کند. وضعیتِ هر صنعت را مدام دنبال کنید.
اگر میخواهید بدانید قیمت در هر بازار از کجا میآید، مقالهٔ عرضه و تقاضا و مقالهٔ کشش قیمتی تقاضا پایهاش را ساده توضیح دادهاند. کشش نشان میدهد انحصارگر تا کجا میتواند قیمت را بالا ببرد و مشتری را از دست ندهد.
سوالات متداول
انحصاری یعنی چه؟
انحصاری یعنی فروشِ یک کالا یا خدمت در دستِ یک یا چند فروشندهٔ محدود است و رقیبِ جدی و جایگزینِ نزدیک ندارد. فروشندهٔ انحصاری میتواند قیمت را خودش تعیین کند و ورودِ رقیبِ تازه هم سخت است.
انواع بازار انحصاری کداماند؟
سه نوعِ اصلی دارد: انحصارِ کامل که فقط یک فروشنده دارد، انحصارِ چندجانبه که چند شرکتِ بزرگ بازار را در دست دارند، و رقابتِ انحصاری که فروشنده زیاد است ولی هر کدام جنسِ کمی متفاوتی میفروشد. انحصارِ خرید هم حالتی است که خریدار تنهاست.
فرق انحصار و رقابت انحصاری چیست؟
در انحصار یک یا چند فروشنده هست و ورودِ رقیب سخت است، پس سودِ اضافه سالها میماند. در رقابتِ انحصاری فروشنده زیاد و ورود آزاد است و فقط تفاوتِ برند و کیفیت قدرتِ قیمتگذاریِ کمی میدهد که با آمدنِ رقیبها کم میشود.
انحصار کامل چیست و چه نمونهای دارد؟
انحصارِ کامل یعنی در کلِ بازار فقط یک فروشنده هست و کالایش جایگزین ندارد. شبکهٔ آب و برقِ شهری نمونهٔ آشنای آن است. ضربِ سکهٔ رسمیِ طلا هم در ایران فقط در دستِ بانک مرکزی است.
انحصار چندجانبه یعنی چه؟
یعنی چند شرکتِ بزرگ بیشترِ بازار را دارند و هر کدام باید حواسش به واکنشِ بقیه باشد. اپراتورهای تلفنِ همراه و خودروسازهای داخلی نمونهاند. خطرِ اصلیِ این بازار تبانی برای بالا نگه داشتنِ قیمت است.
انحصار چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد؟
اگر قیمت آزاد باشد، انحصار معمولاً سودِ پایدار و حاشیهٔ سودِ بالا میآورد. ولی اگر دولت قیمت را دستوری تعیین کند و همپای تورم بالا نبرد، شرکتِ انحصاری هم ممکن است سودِ کمی بکند یا حتی زیان بدهد.
قیمتگذاری دستوری چیست؟
قیمتگذاریِ دستوری یعنی دولت بهجای بازار قیمتِ یک کالا را تعیین میکند تا فروشندهٔ انحصاری نتواند گرانفروشی کند. در تورمِ بالا، اگر قیمت دیر اصلاح شود، هزینه از قیمت جلو میزند و سودِ شرکت آب میرود.
چه نهادی در ایران بر بازارهای انحصاری نظارت میکند؟
طبقِ قانونِ اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴، شورای رقابت مسئولِ نظارت بر بازارهای انحصاری و جلوگیری از رویههای ضدرقابتی است. در بعضی صنعتها نهادهای تخصصی مثلِ سازمان غذا و دارو هم قیمت را تعیین میکنند.
جمعبندی
بازارِ انحصاری بازاری است که فروشندهاش رقیبِ جدی ندارد و میتواند قیمت را خودش تعیین کند. شکلهایش از انحصارِ کامل تا انحصارِ چندجانبه و رقابتِ انحصاری فرق میکند. هرچه فروشنده کمتر و دیوارِ ورود بلندتر باشد، قدرتِ قیمتگذاری بیشتر است.
ولی در بورسِ ایران یک پرسش از خودِ انحصار مهمتر است: قیمت را چه کسی تعیین میکند؟ پس دفعهٔ بعد که شنیدید سهمی «انحصاری» است، اول سه چیز را بپرسید: دیوارش از چیست، قیمتش آزاد است یا دستوری، و حاشیهٔ سودش در چند سالِ اخیر چه شده است. برای تمرینِ همین نگاه، تحلیل بنیادی چیست؟ نقطهٔ شروعِ خوبی است.
