هنوز چیزی روی دستگاه شما ذخیره نشده است. هر وقت خواستید، از پابرگهٔ سایت به همین صفحه برمی‌گردید و انتخابتان را عوض می‌کنید.

با فعال‌کردن سنجش، به بهبود سایت کمک می‌کنید. این انتخاب اختیاری است و هر زمان می‌توانید آن را در تنظیمات حریم خصوصی تغییر دهید.

حامد ثقفیHamed Saghafi

ریزش بورس؛ علت سقوط شاخص، درس‌های ۱۳۹۹ و کار درست در روزهای منفی

فهرست مطالب۱۴ بخش
  1. ریزش بورس دقیقاً چیست و چه فرقی با اصلاح دارد؟
  2. یک حسابِ ساده: چرا زیانِ ریزش این‌قدر درد دارد؟
  3. چرا بورس ریزش می‌کند؟ ۷ علتِ اصلیِ سقوط شاخص
  4. ۱. رشدِ حبابی؛ قیمت از ارزش جلو می‌زند
  5. ۲. نرخ بهرهٔ بین‌بانکی و سودِ اوراق دولتی
  6. ۳. دلار و انتظارِ تورم
  7. ۴. ریسک سیستماتیک: سیاست، تحریم و جنگ
  8. ۵. تصمیمِ ناگهانیِ دولت
  9. ۶. خرید با پولِ قرضی و فروشِ اجباری
  10. ۷. ترسِ جمعی و صف فروش
  11. علت ریزش بورس امروز را از کجا بفهمیم؟
  12. سقوط بورس ۱۳۹۹ چرا اتفاق افتاد؟
  13. ریزش‌های بعدی: از جنگ ۱۴۰۴ تا توقفِ ۸۰ روزهٔ بازار
  14. در ریزش بورس سهام را بفروشیم یا نگه داریم؟
  15. چه زمانی فروش منطقی است؟
  16. چه زمانی نگه داشتن منطقی است؟
  17. چک‌لیستِ روزهای منفی: ۸ کاری که باید بکنید
  18. پنج اشتباهِ رایج در ریزش بورس
  19. از کجا بفهمیم ریزش بورس تمام شده است؟
  20. صندوق تثبیت و ابزارهای حمایتی در ریزش چه می‌کنند؟
  21. پیش از ریزشِ بعدی چه کنیم؟
  22. سوالات متداول
  23. جمع‌بندی
ریزش بورس

ریزش بورس یعنی قیمتِ بیشترِ سهم‌ها با هم و پشتِ سرِ هم پایین بیاید و شاخص کل چند هفته یا چند ماه افت کند. علتش معمولاً یکی از این‌هاست: بازاری که از قبل زیادی گران شده، بالا رفتنِ نرخ بهره، شوکِ دلار، خبرِ سیاسی یا جنگ، و ترسِ جمعی. کارِ درست در این روزها این است که اول بفهمیم با چه نوع ریزشی روبه‌رو هستیم، بعد تصمیم بگیریم.

خیلی‌ها در روزهای قرمز از من می‌پرسند: «بفروشم یا نگه دارم؟» جوابِ من همیشه با یک پرسش شروع می‌شود: «چرا بازار می‌ریزد؟» در این راهنما با هم علت‌های سقوط شاخص بورس را با نمونه‌های واقعیِ ۱۳۹۹، ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ مرور می‌کنیم، و یک چک‌لیستِ ساده برای روزهای منفی می‌سازیم.

ریزش بورس دقیقاً چیست و چه فرقی با اصلاح دارد؟

هر روزِ قرمز ریزش نیست. بازار هم مثلِ آدمی است که از پله بالا می‌رود: هر چند پله یک‌بار می‌ایستد و نفس می‌گیرد. در این مکث، عده‌ای سودشان را برمی‌دارند و قیمت‌ها چند درصد عقب می‌نشینند. به این اصلاح بازار می‌گویند.

ریزش فرق دارد. افت عمیق‌تر است، بیشتر طول می‌کشد و تقریباً همهٔ سهم‌ها را با خودش پایین می‌برد. نشانهٔ مهمش این است که کفِ قبلی هم می‌شکند. یعنی آن آدم فقط نایستاده؛ دارد از پله‌ها پایین می‌آید.

اگر ریزش ماه‌ها ادامه پیدا کند و ترس بر بازار بنشیند، می‌گوییم وارد بازار خرسی شده‌ایم؛ یعنی بازارِ نزولیِ طولانی. این فرق‌ها مهم‌اند، چون کارِ درست در هر کدام فرق دارد. جدولِ زیر این سه حالت را کنارِ هم گذاشته است.

اصلاح، ریزش و بازار خرسی در یک نگاه
ویژگیاصلاح بازارریزش بورسبازار خرسی
عمقِ افت شاخصمعمولاً تا حدود ۱۰ تا ۱۵٪معمولاً ۲۰٪ یا بیشترافتِ عمیق همراه با رکودِ طولانی
مدتچند روز تا چند هفتهچند هفته تا چند ماهچند ماه تا چند سال
فراگیریبخشی از سهم‌ها؛ برخی گروه‌ها مثبت می‌مانندبیشترِ سهم‌ها، حتی سهم‌های خوبتقریباً همهٔ بازار، با معاملاتِ کم
صف فروشکوتاه و پراکندهصف‌های سنگین و چندروزهصف کمتر، ولی خریدار هم کم
کفِ قبلیحفظ می‌شودمی‌شکندکف‌ها و سقف‌ها پشتِ سرِ هم پایین‌تر
واکنشِ معقولفهرستِ خرید آماده کنیدبدهی را کم کنید، صبر کنیدخریدِ پله‌ای و صبورانه با دیدِ بلندمدت

این عددها قاعدهٔ سرانگشتی‌اند، نه قانون. در بورس تهران دامنهٔ نوسانِ روزانه محدود است؛ یعنی هر سهم در یک روز فقط چند درصد می‌تواند بالا یا پایین برود. برای همین ریزش این‌جا معمولاً پله‌پله و با صف‌های فروشِ پشتِ سرِ هم رخ می‌دهد، نه با سقوطِ یک‌روزه.

ریزش شاخص بورس یعنی چه؟ چه تفاوتی با اصلاح شاخص دارد؟

یک حسابِ ساده: چرا زیانِ ریزش این‌قدر درد دارد؟

پیش از علت‌ها، بیایید یک حسابِ کوچک با هم بکنیم. فرض کنید ۱۰۰ میلیون تومان سهم دارید و بازار ۵۰٪ می‌ریزد. حالا ۵۰ میلیون دارید. برای اینکه دوباره به ۱۰۰ میلیون برسید، چند درصد رشد لازم است؟ ۵۰٪؟ نه. باید ۱۰۰٪ رشد کند.

جدولِ زیر همین را برای چند عددِ دیگر نشان می‌دهد. عددها مثال‌اند و برای هر مبلغی درست‌اند.

هر افت، چقدر رشد لازم دارد تا جبران شود؟
افتِ سرمایهاز ۱۰۰ میلیون می‌ماندرشدِ لازم برای برگشت به ۱۰۰ میلیون
۱۰٪۹۰ میلیونحدود ۱۱٪
۲۰٪۸۰ میلیون۲۵٪
۳۰٪۷۰ میلیونحدود ۴۳٪
۵۰٪۵۰ میلیون۱۰۰٪
۸۰٪۲۰ میلیون۴۰۰٪

می‌بینید که افت‌های کوچک زود جبران می‌شوند، ولی افت‌های بزرگ سال‌ها وقت می‌گیرند. بعضی سهم‌ها در ریزشِ ۱۳۹۹ بیش از ۸۰٪ از سقفشان پایین آمدند. پس هدفِ ما در ریزش «بیشترین سود» نیست؛ این است که زیانِ بزرگ و جبران‌ناپذیر نسازیم.

چرا بورس ریزش می‌کند؟ ۷ علتِ اصلیِ سقوط شاخص

ریزش‌های بزرگ تقریباً هیچ‌وقت یک علت ندارند. مثلِ خرمنی است که از قبل خشک شده؛ یک کبریت کافی است. یعنی بازار معمولاً از قبل گران و پرریسک شده و یک یا چند خبر فقط جرقه را می‌زنند. این هفت عامل را تقریباً در همهٔ سقوط‌های بورس ایران می‌شود دید.

۱. رشدِ حبابی؛ قیمت از ارزش جلو می‌زند

وقتی پولِ تازه با سرعت وارد بازار می‌شود و تقریباً هر سهمی صف خرید است، قیمت‌ها از سودِ واقعیِ شرکت‌ها جلو می‌زنند. یک نشانه‌اش بالا رفتنِ نسبتِ P/E است؛ یعنی می‌پرسیم برای هر یک تومان سودِ شرکت، چند تومان پول می‌دهیم. نشانهٔ دیگر این حسِ عمومی است: «هر کس هر چیزی بخرد سود می‌کند.» بازار در این حالت با کوچک‌ترین خبرِ بد هم به‌شدت می‌لرزد.

۲. نرخ بهرهٔ بین‌بانکی و سودِ اوراق دولتی

سهام با بانک و اوراق رقابت می‌کند. اگر نرخ بهره بالا برود یا دولت اوراق را با سودِ بالا بفروشد، خیلی‌ها می‌گویند: «چرا ریسک کنم؟ سودِ مطمئن می‌گیرم.» این یعنی پول از بورس بیرون می‌رود.

زنجیره‌اش کوتاه است: بهره بالا می‌رود؛ سپرده و اوراق جذاب‌تر می‌شوند؛ تقاضا برای سهم کم می‌شود؛ قیمت‌ها پایین می‌آیند. برای همین سودِ اوراق خزانه عددی است که هر سهامداری باید گاهی نگاهش کند.

۳. دلار و انتظارِ تورم

بخشِ بزرگی از بورسِ ایران دستِ صادرکننده‌هاست: فولاد، پتروشیمی، مس و معدن. این شرکت‌ها محصولشان را به دلار می‌فروشند. پس وقتی مردم انتظار دارند دلار ارزان شود، سهمِ این شرکت‌ها زودتر از خودِ دلار می‌ریزد.

برعکس هم درست است: انتظارِ تورم و گران شدنِ دلار معمولاً پول را به بورس می‌کشد. روندِ ارز را در صفحهٔ قیمت دلار امروز می‌توانید دنبال کنید.

۴. ریسک سیستماتیک: سیاست، تحریم و جنگ

ریسک سیستماتیک یعنی ریسکی که همهٔ بازار را با هم می‌لرزاند. با پخش کردنِ پول بینِ چند سهم هم از بین نمی‌رود. مثلِ زلزله است: فرقی نمی‌کند خانه‌تان در کدام کوچه باشد. خبرِ مذاکره، تحریم، انتخابات یا درگیریِ نظامی از این جنس است. بورس تهران به این خبرها حساس‌تر از بازارهای جهانی است، چون اقتصادمان به نفت، ارز و تصمیمِ دولت گره خورده است.

۵. تصمیمِ ناگهانیِ دولت

تغییرِ نرخِ خوراکِ پتروشیمی‌ها، قیمت‌گذاریِ دستوری، عوارضِ صادراتی یا مالیاتِ تازه می‌تواند سودِ یک صنعت را یک‌شبه کم کند. اگر آن صنعت سهمِ بزرگی از شاخص داشته باشد، شاخص کل را هم پایین می‌کشد.

۶. خرید با پولِ قرضی و فروشِ اجباری

کسی که با اعتبارِ کارگزاری یا وام سهم خریده، در افتِ قیمت مجبور به فروش می‌شود، چه بخواهد چه نخواهد. فروشِ او قیمت را پایین‌تر می‌برد و نفرِ بعدی را هم مجبور می‌کند. مثلِ صفِ دومینو است.

یک مثالِ ساده: فرض کنید ۱۰۰ میلیون پولِ خودتان دارید و ۱۰۰ میلیون هم اعتبار می‌گیرید و ۲۰۰ میلیون سهم می‌خرید. بازار ۳۰٪ می‌ریزد و سهم‌ها ۱۴۰ میلیون می‌شوند. ۱۰۰ میلیون بدهی دارید؛ پس فقط ۴۰ میلیون مالِ شماست. بازار ۳۰٪ ریخت، ولی شما ۶۰٪ از پولتان را از دست دادید. صندوق‌های اهرمی هم در روزهای منفی همین حالت را دارند و تندتر از بازار پایین می‌روند.

۷. ترسِ جمعی و صف فروش

در ریزش، خیلی از فروش‌ها دیگر حساب‌شده نیست. وقتی همه در صف فروش نشسته‌اند، نشستنِ نفرِ بعدی هم منطقی به نظر می‌رسد. به این رفتار توده‌وار می‌گویند. همین رفتار قیمت را حتی از ارزشِ واقعیِ سهم هم پایین‌تر می‌برد.

پس علت‌ها را شناختیم. ولی وقتی امروز بازار قرمز است، از کجا بفهمیم کدام‌یک کار را خراب کرده؟

نمودار تصمیم در ریزش بورس: بنیادی یا هیجانی بودن علت، آسیب به سود شرکت و خرید با اعتبار
پیش از فروش یا خرید در روزهای منفی، اول علت ریزش و وضعیت خودتان را بسنجید.

علت ریزش بورس امروز را از کجا بفهمیم؟

اگر می‌خواهید بدانید علت سقوط بورس امروز چه بوده، به‌جای تیترِ کانال‌ها این پنج چیز را نگاه کنید. معمولاً یکی دو تا از آن‌ها کلیدِ ماجراست.

  1. خبرِ کلان: خبرِ سیاسی، تصمیمِ بانک مرکزی، تغییرِ دلار یا تصمیمِ تازهٔ دولت دربارهٔ یک صنعت آمده است؟
  2. خروجِ پولِ حقیقی: «حقیقی» یعنی آدم‌های معمولی مثلِ من و شما. اگر چند روزِ پشتِ سرِ هم پولِ آن‌ها بیرون می‌رود، افت فقط نوسانِ یک‌روزه نیست.
  3. رفتارِ حقوقی‌ها: سهامداران حقوقی یعنی شرکت‌ها، بانک‌ها و صندوق‌ها. ببینید در سهم‌های بزرگ فروشنده‌اند یا در کف می‌خرند.
  4. شاخص کل در برابرِ شاخص هم‌وزن: شاخص کل بیشتر حرکتِ سهم‌های بزرگ را نشان می‌دهد؛ هم‌وزن به همهٔ سهم‌ها یک وزن می‌دهد. اگر فقط شاخص کل افت کرده، فشار روی چند سهمِ بزرگ است. اگر هم‌وزن هم ریخته، ریزش فراگیر است.
  5. تعدادِ صف‌های فروش و ارزشِ معاملات: صدها صف فروش با معاملاتِ زیاد یعنی هیجانِ فروش. صفِ کم با معاملاتِ خیلی کم یعنی بی‌حوصلگی و رکود.

عددِ لحظه‌ایِ شاخص و نمودارِ تاریخی‌اش را در صفحهٔ شاخص کل بورس امروز می‌بینید. پس پیش از هر تصمیمی، این پنج عدد را یک نگاه بیندازید.

سقوط بورس ۱۳۹۹ چرا اتفاق افتاد؟

ریزشِ ۱۳۹۹ از نظرِ تعدادِ آدم‌های درگیر، بزرگ‌ترین ریزشِ تاریخِ بورس تهران است. شاخص کل از ابتدای سال تا مرداد چند برابر شد و ۱۹ مرداد به حدود ۲ میلیون و ۷۸ هزار واحد رسید. از ۲۰ مرداد ریزش شروع شد. حدود ۱۰ ماه بعد، ۳ خرداد ۱۴۰۰، شاخص به حدود یک میلیون و ۹۵ هزار واحد رسیده بود.

یعنی نزدیک به ۴۷٪ افت. به زبانِ ساده: کسی که در اوج ۱۰۰ میلیون تومان «شاخص» خریده بود، در کف حدود ۵۳ میلیون داشت. سهم‌های زیادی هم خیلی بدتر از شاخص افت کردند. علت‌هایی که بیشترِ تحلیل‌ها رویشان توافق دارند:

  • رشدِ حبابی: میلیون‌ها سهامدارِ تازه‌کار با تبلیغِ گسترده وارد شدند و قیمت‌ها خیلی جلوتر از سودِ شرکت‌ها رفت.
  • جهشِ نرخ بهرهٔ بین‌بانکی: به گفتهٔ وزیرِ اقتصادِ وقت، این نرخ از حدود ۹٪ در ابتدای سال به حدود ۱۸ تا ۱۹٪ در اواخرِ خرداد رسید. هم‌زمان فروشِ اوراقِ دولتی هم جدی‌تر شد. دربارهٔ وزنِ این عامل بینِ کارشناسان اختلاف هست.
  • عرضه‌های دولتی: عرضهٔ صندوق‌های ETF دولتی و فروشِ سهام عدالتِ آزادشده، درست در اوجِ بازار عرضه را زیاد کرد. واحدهای صندوقِ پالایش یکم در ماه‌های بعد به حدودِ نصفِ قیمتِ عرضه رسیدند.
  • عوض شدنِ انتظارِ دلاری: با امید به گشایشِ سیاسی پس از انتخاباتِ آمریکا در پاییزِ ۱۳۹۹، دلار پایین آمد و سهم‌های صادراتی فشارِ دوچندان دیدند.
  • از دست رفتنِ اعتماد: بعد از چند ماه افت، هر حمایتی با موجِ تازه‌ای از فروش روبه‌رو می‌شد. دامنهٔ نوسانِ نامتقارنِ بهمن ۱۳۹۹ هم روند را برنگرداند.

درسِ اصلیِ ۱۳۹۹ برای من این بود: وقتی پیدا کردنِ یک سهمِ منفی سخت شده و همه از هدف‌های چندمیلیونی حرف می‌زنند، وقتِ سبک کردن است، نه وام گرفتن برای خرید. مطلبِ چرخه احساسات سرمایه‌گذاران همین مسیر را، از طمع تا ناامیدی، قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهد.

ریزش‌های بعدی: از جنگ ۱۴۰۴ تا توقفِ ۸۰ روزهٔ بازار

دو تجربهٔ تازه نشان می‌دهد ریزش همیشه شکلِ ۱۳۹۹ را ندارد. یک خبرِ بد به‌تنهایی سرنوشتِ بازار را تعیین نمی‌کند.

جنگِ ۱۲ روزهٔ خرداد ۱۴۰۴: شاخص کل پیش از جنگ (۲۱ خرداد) حدود ۲ میلیون و ۹۸۵ هزار واحد بود. بازار پس از توقف، ۷ تیر باز شد و افت چند هفته ادامه پیدا کرد. کفِ این دوره ۸ شهریور ۱۴۰۴ بود، با حدود ۲ میلیون و ۳۹۶ هزار واحد؛ یعنی حدود ۲۰٪ پایین‌تر از پیش از جنگ.

اما همین شاخص تا ۲۹ دی ۱۴۰۴ به حدود ۴ میلیون و ۴۹۲ هزار واحد رسید. کسی که در کفِ شهریور از ترس همه‌چیز را فروخته بود، بیشترِ این رشد را از دست داد.

توقفِ اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵: معاملات از ۹ اسفند ۱۴۰۴ به‌خاطرِ جنگ متوقف شد. حدود ۸۰ روز بعد، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، با دامنهٔ نوسانِ ۳٪ از سر گرفته شد. خیلی‌ها منتظرِ ریزشِ سنگین بودند. ولی بیشترِ نمادها روزِ اول مثبت بودند و شاخص کل تا پایانِ شهریور ۱۴۰۵ بیش از ۹۳٪ نسبت به پایانِ ۱۴۰۴ بالا رفت. به باورِ بسیاری از فعالانِ بازار، انتظارِ تورم و ورودِ پولِ حقیقی وزنِ بیشتری از خودِ خبرِ جنگ داشت.

در همین رشد هم بازار بی‌افت نماند. شاخص از سقفِ ۲۵ شهریور (حدود ۷ میلیون و ۵۵۷ هزار واحد) تا ۴ مهر حدود ۵٪ عقب نشست. برای روزی مثلِ ۲۸ شهریور، خروجِ حدود ۶ همت پولِ حقیقی و بیش از ۵۰۰ صف فروش گزارش شد. «همت» یعنی هزار میلیارد تومان. اما این افت کفِ قبلی را نشکست و شاخص ۱۵ مهر برای نخستین بار از ۸ میلیون واحد گذشت. این همان فرقِ اصلاح با ریزش است.

جدولِ زیر این سه دورهٔ پرتنش را کنارِ هم گذاشته است.

مقایسهٔ سه دورهٔ پرتنشِ بورس تهران
دورهعمقِ افتِ شاخص کلمدتِ افتمحرک‌های اصلیبعد از آن
مرداد ۱۳۹۹ تا خرداد ۱۴۰۰حدود ۴۷٪حدود ۱۰ ماهحباب، نرخ بهره، عرضه‌های دولتی، افتِ دلاربرگشت به سقف سال‌ها طول کشید
خرداد تا شهریور ۱۴۰۴حدود ۲۰٪حدود ۲ ماه و نیمجنگ، ریسکِ سیاسیرشدِ حدود ۸۷٪ از کف تا دی ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵بازار بسته بود؛ پس از بازگشایی ریزشِ فراگیر نیامدحدود ۸۰ روز توقفجنگ، توقفِ معاملاترشدِ بیش از ۹۳٪ تا پایانِ شهریور ۱۴۰۵

نکتهٔ این جدول ساده است: هر چه بازار پیش از ریزش حبابی‌تر بوده، افت عمیق‌تر و طولانی‌تر شده. ریزش‌های کمتر شناخته‌شده هم بوده‌اند؛ مثلاً پس از اوجِ زمستانِ ۱۳۹۲، با آرام شدنِ بازارِ ارز و رکود، شاخص در یک دورهٔ طولانی حدود ۳۰٪ افت کرد. در دنیا هم شاخصِ S&P 500 آمریکا در اسفند ۱۳۹۸ (مارس ۲۰۲۰)، با شیوعِ کرونا، در حدود یک ماه نزدیک به یک‌سوم ارزشش را از دست داد و چند ماه بعد سقفِ تازه زد.

یک عددِ دیگر هم بگویم. در یک مقایسهٔ ۱۵ ساله، از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳، حساب کردم ۲۰۰ میلیون تومان در هر بازار چه می‌شد. شاخص کل بورس، با احتسابِ همان ریزشِ ۱۳۹۹، از سپردهٔ بانکی، دلار، ملک و طلا جلوتر ایستاد. این بازدهِ گذشته است و تضمینی برای آینده نیست. شاخص کل هم یعنی «اگر پول را بینِ همهٔ سهم‌ها پخش کرده بودید»؛ کسی که سهمِ بد انتخاب کرده، ممکن است خیلی کمتر سود کرده باشد. ولی نشان می‌دهد ریزش، هر چقدر هم ترسناک، بخشی از راه است، نه آخرِ راه.

در ریزش بورس سهام را بفروشیم یا نگه داریم؟

جوابِ یک‌کلمه‌ای ندارد. پرسشِ درست این است: «دلیلی که این سهم را خریدم، هنوز سرِ جایش است؟»

اگر ریزش از ترس و هیجان است و سودِ شرکتِ شما تغییری نکرده، فروختن در کف معمولاً بدترین کار است. اگر علت واقعی است و مستقیم به سودِ شرکتِ شما ضربه می‌زند، نگه داشتن از روی امید هم اشتباه است. مثلِ مغازه‌ای است که خریدارش کم شده: اگر علتش برفِ چند روزه است، مغازه را نمی‌فروشید؛ اگر خیابان را بسته‌اند، باید فکری بکنید.

چه زمانی فروش منطقی است؟

  • چیزی که سودِ شرکت را می‌سازد آسیب دیده؛ مثلاً نرخِ خوراک بالا رفته، صادرات محدود شده یا قیمت‌گذاریِ دستوری آمده است.
  • سهم را با اعتبار خریده‌اید، یا با پولی که در چند ماهِ آینده لازم دارید؛ مثلاً پولِ جهیزیه یا پیشِ اجاره.
  • وزنِ یک سهم یا یک صنعت در سبدتان آن‌قدر زیاد است که خواب را از شما گرفته.
  • از قبل حدضرر گذاشته‌اید و قیمت به آن رسیده است. حدضررِ ازپیش‌نوشته را وسطِ هیجان عوض نکنید.

چه زمانی نگه داشتن منطقی است؟

  • ریزش از شایعه، ترس یا فروشِ اجباریِ دیگران است و سودِ شرکت سرِ جایش است.
  • برای چند سال سرمایه‌گذاری کرده‌اید و به این پول نیاز ندارید.
  • قیمتِ سهم نسبت به سودِ واقعیِ شرکت ارزان شده و حقوقی‌ها در کف خریدارند.

اگر نمی‌دانید بفروشید یا نگه دارید، معمولاً بیش از توانِ دلتان سهم دارید. در این حالت فروشِ بخشی از سهم بهتر از تصمیمِ «همه یا هیچ» است. این توضیح آموزشی است، نه پیشنهادِ خرید یا فروش؛ تصمیمِ نهایی با خودتان است.

چک‌لیستِ روزهای منفی: ۸ کاری که باید بکنید

این هشت کار را می‌شود روی یک کاغذ نوشت و کنارِ گوشی گذاشت:

  1. تا علت را نشناخته‌اید، در صف فروش ننشینید. فروش در ساعت‌های اولِ یک روزِ پرهیجان معمولاً در بدترین قیمت انجام می‌شود.
  2. بدهی را کم کنید. اگر اعتبارِ کارگزاری یا وامِ خرید دارید، اولین کار کم کردنِ آن است تا فروشِ اجباری گریبان‌تان را نگیرد.
  3. سبد را بازبینی کنید، نه قیمت را. برای هر سهم یک خط بنویسید که چرا آن را دارید. سهمی را که دلیلش از بین رفته سبک کنید.
  4. بخشی را نقد یا نزدیک به نقد نگه دارید. بخشی در صندوق درآمد ثابت هم دلتان را آرام‌تر می‌کند، هم برای خرید در کف پول کنار می‌گذارد.
  5. خرید را پله‌ای کنید. اگر قصدِ خرید دارید، پولتان را چند قسمت کنید و در چند نوبت بخرید، نه یک‌جا.
  6. میانگین کم کردن را با فکر انجام دهید. میانگین کم کردن یعنی خریدِ دوباره در قیمتِ پایین‌تر. فقط برای سهمی معنا دارد که شرکتش سالم مانده است.
  7. از سیگنالِ کانال‌ها دوری کنید. در ریزش، شایعه تندتر از خبر می‌دود. هم «خروجِ فوری» و هم «کفِ قطعی» معمولاً از دهانِ کسی درمی‌آید که می‌خواهد سهمش را بفروشد یا ارزان بخرد.
  8. کمتر پرتفوی را نگاه کنید. هر چند دقیقه زیان را دیدن، تصمیم‌ها را احساسی‌تر می‌کند. روزی یک بار کافی است.

پنج اشتباهِ رایج در ریزش بورس

  • خرید از صف فروش در روزِ اول: کفِ ریزش تقریباً هیچ‌وقت روزِ اول نیست. عجله برای «ارزان خریدن» در ۱۳۹۹ خیلی‌ها را چند پله بالاتر گرفتار کرد.
  • فروشِ همه‌چیز در اوجِ ترس: کسی که بعد از چند هفته افت، همه را در کف می‌فروشد، معمولاً در برگشتِ بازار جا می‌ماند. نمونه‌اش کفِ شهریور ۱۴۰۴.
  • قرض گرفتن برای جبرانِ زیان: وام گرفتن برای میانگین کم کردن، زیانی را که قابلِ تحمل بود به زیانی تبدیل می‌کند که زندگی را به هم می‌ریزد.
  • عوض کردنِ مداومِ سهم: فروختنِ سهمِ منفی برای خریدنِ سهمی که «امروز مثبت است» معمولاً فقط کارمزد و زیانِ دوباره می‌سازد.
  • یکی دانستنِ شاخص و سبدِ خودتان: گاهی شاخص کل به‌خاطرِ چند سهمِ بزرگ می‌ریزد و سهم‌های شما حالِ دیگری دارند. هم شاخص هم‌وزن را ببینید، هم وضعِ سهم‌های خودتان را.

از کجا بفهمیم ریزش بورس تمام شده است؟

هیچ‌کس کفِ دقیق را از قبل نمی‌داند و لازم هم نیست بداند. ولی پایانِ ریزش معمولاً با چند نشانه با هم می‌آید. هر چه تعدادِ بیشتری از این‌ها را با هم ببینید، احتمالِ اینکه بدترین بخش گذشته باشد بیشتر است:

  • بی‌اثر شدنِ خبرِ بد: خبرِ منفی می‌آید، ولی بازار دیگر مثلِ قبل نمی‌ریزد. این از مهم‌ترین نشانه‌هاست.
  • برگشتِ پولِ حقیقی: ورودِ پول در چند روزِ پشتِ سرِ هم، نه فقط یک روز.
  • کم شدنِ صف‌های فروش: صف‌ها وسطِ روز جمع می‌شوند و سهم‌های بزرگ دیگر تا آخرِ روز در کفِ قیمت قفل نمی‌مانند.
  • همراهیِ شاخص هم‌وزن: برگشت فقط در چند سهمِ بزرگ نیست و سهم‌های کوچک هم بالا می‌آیند.
  • ارزان شدنِ بازار: P/E بازار به محدوده‌های پایینِ تاریخی‌اش رسیده و سودِ نقدیِ سهم‌های بزرگ با سودِ اوراق رقابت می‌کند.
  • شکلِ نمودار: شاخص یک سقفِ قبلی را می‌شکند و در افتِ بعدی، کفِ تازه‌اش را نگه می‌دارد.

به‌جای حدس زدنِ کف، پله‌ای بخرید: بخشی وقتی نشانه‌های اول پیدا شد، بخشی وقتی روند تأیید شد. این‌طوری اگر کف پایین‌تر بود هنوز پول دارید، و اگر بازار برگشت کاملاً جا نمانده‌اید.

صندوق تثبیت و ابزارهای حمایتی در ریزش چه می‌کنند؟

در ریزش‌های شدید، نهادهای بازار معمولاً چند ابزار را با هم به کار می‌برند. صندوق تثبیت بازار سهم‌های پرفشار را از صف فروش می‌خرد. دامنهٔ نوسان کم یا نامتقارن می‌شود. گاهی معاملات موقتاً متوقف می‌شود و از حقوقی‌ها خواسته می‌شود بخرند. پس از جنگِ ۱۴۰۴ هم بسته‌های حمایتی برای بازار اعلام شد.

این ابزارها مثلِ ترمزند: سرعتِ سقوط را کم می‌کنند، ولی جهتِ جاده را عوض نمی‌کنند. تجربهٔ ۱۳۹۹ نشان داد حمایتی که با تغییرِ واقعیِ نرخ بهره، دلار یا سودِ شرکت‌ها همراه نباشد، فقط ریزش را طولانی‌تر و کندتر می‌کند. پس تصمیمتان را روی «حتماً حمایت می‌کنند» نگذارید.

پیش از ریزشِ بعدی چه کنیم؟

بهترین وقت برای آماده شدن، روزهای سبز است؛ مثلِ چتری که در آفتاب می‌خرید، نه زیرِ باران. چند عادتِ ساده بیشترین اثر را دارد:

  • با پولی وارد بورس شوید که تا چند سال لازمش ندارید.
  • همهٔ تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذارید. سبد را بین سهام، درآمد ثابت و دارایی‌هایی مثلِ طلا پخش کنید تا ریزشِ یک بازار همهٔ دارایی‌تان را درگیر نکند. پرتفوی یا سبد سرمایه‌گذاری را همین‌طور بچینید.
  • در اوجِ هیجان، بخشی از سود را بردارید. هیچ‌کس از برداشتنِ سودِ به‌موقع ورشکست نشده است.
  • برای هر سهم، پیش از خرید بنویسید چه چیزی شما را به فروش می‌رساند.
  • قاعده‌های مدیریت سرمایه و ریسک را پیش از بحران بنویسید، نه وسطِ آن.

یک راهِ عملی هم هست که خودم در نظر می‌گیرم: اگر احساس کنم بازار ریزشی است، یکی از گزینه‌ها این است که بخشی از سهام را بفروشم و جایش صندوقِ طلا بخرم. پولِ فروش «کفِ کارگزاری» می‌نشیند و بی آنکه به حسابِ بانکی برود، می‌شود با آن صندوق خرید. برعکسش هم شدنی است. معیارهای انتخاب را در مطلبِ بهترین صندوق طلا نوشته‌ام. این هم یک گزینه است، نه نسخه؛ طلا هم نوسانِ خودش را دارد.

سوالات متداول

چرا بورس ریزش می‌کند؟

معمولاً بازار از قبل گران شده و یک خبر جرقه را می‌زند؛ مثلاً بالا رفتنِ نرخ بهره و سودِ اوراق، انتظارِ ارزان شدنِ دلار، خبرِ سیاسی یا جنگ، تصمیمِ ناگهانیِ دولت یا فروشِ اجباریِ کسانی که با پولِ قرضی خریده‌اند. ترسِ جمعی و صف فروش هم افت را عمیق‌تر می‌کند.

در ریزش بورس سهام را بفروشیم یا نگه داریم؟

بستگی دارد دلیلِ خریدتان هنوز سرِ جایش است یا نه. اگر ریزش هیجانی است و سودِ شرکت تغییری نکرده، فروش در کف معمولاً اشتباه است. اگر علت به سودِ همان شرکت ضربه می‌زند یا با پولِ قرضی خریده‌اید، سبک کردن منطقی است. این توضیح آموزشی است، نه پیشنهادِ خرید یا فروش.

سقوط بورس ۱۳۹۹ چرا اتفاق افتاد؟

شاخص کل از ابتدای ۱۳۹۹ تا مرداد چند برابر شد و بازار حبابی شد. بعد جهشِ نرخ بهرهٔ بین‌بانکی، عرضهٔ صندوق‌های دولتی و سهام عدالت، و ارزان شدنِ دلار در پاییز بازار را برگرداند. شاخص از حدود ۲ میلیون و ۷۸ هزار واحد تا خرداد ۱۴۰۰ نزدیک به ۴۷ درصد افت کرد.

از کجا بفهمیم ریزش بورس تمام شده است؟

کفِ دقیق را کسی نمی‌داند، ولی چند نشانه با هم کمک می‌کند: بی‌اثر شدنِ خبرِ بد، ورودِ چندروزهٔ پولِ حقیقی، کم شدنِ صف‌های فروش، همراهیِ شاخص هم‌وزن و ارزان شدنِ بازار نسبت به سودِ شرکت‌ها. خریدِ پله‌ای بهتر از حدس زدنِ کف است.

فرق ریزش بورس با اصلاح بازار چیست؟

اصلاح افتِ کوتاه و معمولاً کمتر از ۱۰ تا ۱۵ درصدیِ بازار پس از یک رشد است و کفِ قبلی را نمی‌شکند. ریزش عمیق‌تر و طولانی‌تر است، بیشترِ سهم‌ها را درگیر می‌کند و کف‌های قبلی را می‌شکند. اگر ریزش ماه‌ها ادامه پیدا کند، بازار خرسی شکل می‌گیرد.

ریزش بورس معمولاً چقدر طول می‌کشد؟

عددِ ثابتی ندارد. ریزشِ پس از جنگِ خرداد ۱۴۰۴ حدود دو ماه و نیم طول کشید و شاخص حدود ۲۰ درصد افت کرد، ولی ریزشِ ۱۳۹۹ حدود ۱۰ ماه ادامه داشت. هر چه بازار پیش از ریزش حبابی‌تر باشد، افت معمولاً عمیق‌تر و طولانی‌تر است.

آیا می‌توان ریزش بورس را پیش‌بینی کرد؟

زمانِ دقیقِ ریزش را نمی‌شود پیش‌بینی کرد، ولی می‌شود فهمید بازار کی پرریسک شده است: رشدِ سریع و بی‌وقفه، نسبتِ قیمت به سودِ بالا، ورودِ گستردهٔ تازه‌کارها، خرید با پولِ قرضی و بالا رفتنِ سودِ اوراق. در این حالت سبک کردن و کم کردنِ بدهی عاقلانه است.

صندوق تثبیت در ریزش بورس چه کار می‌کند؟

صندوق تثبیت بازار در روزهای ریزش سهم‌های پرفشار را از صف فروش می‌خرد تا سرعتِ افت کم شود. مثلِ ترمز هیجان را آرام می‌کند، ولی اگر علتِ ریزش واقعی باشد، مثلِ نرخ بهرهٔ بالا یا افتِ سودِ شرکت‌ها، به‌تنهایی روند را برنمی‌گرداند.

اگر بازار ۵۰ درصد بریزد، چقدر رشد لازم است تا جبران شود؟

صد درصد. اگر ۱۰۰ میلیون تومان سهم ۵۰ درصد افت کند و ۵۰ میلیون شود، برای برگشت به ۱۰۰ میلیون باید دو برابر شود. برای همین در ریزش، پرهیز از زیانِ بزرگ و جبران‌ناپذیر از شکارِ کف مهم‌تر است.

جمع‌بندی

ریزش بورس بخشی از ذاتِ بازار است و هر سرمایه‌گذارِ بلندمدت چند بار آن را می‌بیند. فرقِ کسی که از ریزش سالم بیرون می‌آید با کسی که بازار را برای همیشه ترک می‌کند، معمولاً در آمادگیِ پیش از آن است: بدهیِ کم، سبدِ پخش‌شده، پولی که فوری لازمش ندارید و قاعده‌ای که از قبل نوشته‌اید.

پس دفعهٔ بعد که بازار قرمز شد، اول علت را پیدا کنید، بعد سبد را بازبینی کنید و آخر از همه تصمیم بگیرید. هم ۱۳۹۹ و هم ۱۴۰۴ نشان دادند بازار، هم در ریزش و هم در برگشت، از انتظارِ جمع جلو می‌زند.

نویسنده

فریبا وکیلی

۴۷ نوشته دربارهٔ آموزش بورس و روانشناسی بازار سهام

معامله در بازارهای مالی مانند شنا در اقیانوس عمیق است؛ افرادی از آن سود خواهند برد که همواره بیاموزند. من به شما در راه آموختن کمک خواهم کرد.

همهٔ نوشته‌های فریبا وکیلی
برای یادگیری با ترتیبدورهٔ ویژهٔ ورود به بورسبرای کسانی که می‌خواهند خرید و فروش سهام، انتخاب سهم و ورود اصولی به بورس را از پایه یاد بگیرند.۱۳ ساعت · ۵ جلسهجزئیات دوره

ادامهٔ خواندن

بعدش چه بخوانم؟

دیدگاه‌ها

    اپلیکیشن حامد ثقفی · رایگان

    سهم‌هایتان را بی‌خیره‌شدن به تابلو دنبال کنید

    قیمت، حجم و ارزش معاملات و P/E هر سهم در اپ است؛ برای هر عدد هشدار بگذارید. ساعت باز و بسته شدن بازار هم با شمارش معکوس.

    اپ رایگان را نصب کنید:

    هشدار با ورود به حساب کار می‌کند.