سهام کوچک و بزرگ چیست؟ دستهبندی شرکتها بر اساس ارزش بازار و جایشان در سبد
فهرست مطالب۱۲ بخش
- سهام بزرگ و کوچک بر چه اساسی تقسیم میشوند؟
- در آمریکا مرزها چطور است؟ (Large Cap و Small Cap)
- در بورس ایران مرز رسمی وجود دارد؟
- سهام شاخصساز کداماند؟
- شاخص کل و شاخص هموزن: آینهی بزرگها و آینهی کوچکها
- مثال: یک روز در بازاری با پنج شرکت
- فرق سهام بزرگ و کوچک در یک نگاه
- سهام کوچک پربازدهترند یا پرریسکتر؟
- آنچه پژوهشها میگویند
- چرا سهام کوچک پرریسکترند؟
- یک نکته دربارهی بتا
- مزایا و معایب سهام بزرگ
- ترکیب مناسب سهام بزرگ و کوچک در پرتفوی
- یک مثال عددی ساده
- راه سادهتر: صندوقها
- سه اشتباه رایج دربارهی سهام کوچک و بزرگ
- چکلیست پیش از خرید یک سهم کوچک
- ارزش بازار هر سهم را از کجا ببینیم؟
- سوالات متداول
- جمعبندی

خیلیها از من میپرسند: «چرا شاخص امروز سبز بود، ولی همهی سهمهای من قرمز ماند؟» جواب این سوال در یک تقسیمبندی ساده است: سهام کوچک و بزرگ.
سهام بزرگ مال شرکتهایی است که ارزش بازارشان زیاد است؛ یعنی قیمت هر سهم ضرب در تعداد کل سهمها عدد بزرگی میشود. سهام کوچک مال شرکتهایی است که این عدد برایشان کم است. معیار، قیمت هر سهم نیست؛ اندازهی کل شرکت است. بزرگها آرامتر و نقدشوندهترند و شاخص را تکان میدهند. کوچکها پرنوسانترند و هم فرصت بیشتری دارند، هم ریسک بیشتری.
در این نوشته با هم میبینیم این دستهبندی بر چه اساسی است، سهام شاخصساز کداماند، چرا شاخص کل و شاخص هموزن گاهی دو راه جدا میروند، و هر کدام از این دو گروه چه جایی در سبد ما دارد.
سهام بزرگ و کوچک بر چه اساسی تقسیم میشوند؟
معیار اصلی ارزش بازار است. فرمولش ساده است:
ارزش بازار = قیمت هر سهم × تعداد کل سهمهای شرکت
یک مثال از زندگی: دو مغازه را در نظر بگیرید. سرقفلی یک مغازه در بازار بزرگ تهران را به ۱۰ سهم تقسیم کردهاند و هر سهم ۵ میلیارد تومان است. یک بقالی کوچک محله را هم به ۱۰ سهم تقسیم کردهاند و هر سهم ۵۰۰ میلیون تومان. کدام بزرگتر است؟ معلوم است: اولی ۵۰ میلیارد تومان میارزد و دومی ۵ میلیارد.
حالا فرض کنید بقالی را به جای ۱۰ سهم، به ۱۰ هزار سهم تقسیم کنند. هر سهم ۵۰۰ هزار تومان میشود و «ارزان» به نظر میرسد. ولی آیا مغازه کوچکتر شد؟ نه. پس قیمت پایین یک سهم یعنی سهم کوچک نیست، و قیمت بالا یعنی سهم بزرگ نیست. این اشتباه رایجترین اشتباه تازهواردهاست.
در آمریکا مرزها چطور است؟ (Large Cap و Small Cap)
در بازار آمریکا به سهام بزرگ Large Cap، به متوسط Mid Cap و به کوچک Small Cap میگویند. «کپ» کوتاهشدهی Market Capitalization یعنی همان ارزش بازار است. یک قاعدهی سرانگشتی رایج این است:
| دسته | نام انگلیسی | ارزش بازار تقریبی |
|---|---|---|
| غولها | Mega Cap | بالای ۲۰۰ میلیارد دلار |
| بزرگ | Large Cap | ۱۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار |
| متوسط | Mid Cap | ۲ تا ۱۰ میلیارد دلار |
| کوچک | Small Cap | ۳۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد دلار |
| خیلی کوچک | Micro Cap | زیر ۳۰۰ میلیون دلار |
این مرزها ثابت نیستند و با بزرگ شدن کل بازار جابهجا میشوند. مثلا شرکت S&P برای ورود به شاخص S&P 500 یک حداقل ارزش بازار دارد که هر چند وقت یک بار بالاتر میبرد. پس این جدول را برای فهم کلی ببینید، نه برای حفظ کردن.
در بورس ایران مرز رسمی وجود دارد؟
نه. سازمان بورس هیچ عددی برای «بزرگ» یا «کوچک» تعیین نکرده است. در ایران نگاه نسبی است: شرکت در مقایسه با کل بازار و همصنعتهایش چقدر بزرگ است.
یک دلیلش تورم است. عددی که پنج سال پیش «بزرگ» بود، امروز شاید متوسط هم نباشد. برای همین من خودم اینطور نگاه میکنم:
- بزرگ: دهبیست شرکتی که روی هم بخش بزرگی از ارزش کل بازار را دارند و هر حرکتشان شاخص را جابهجا میکند.
- متوسط: شرکتهای شناختهشدهی هر صنعت که اسمشان را زیاد میشنوید، ولی شاخص را بهتنهایی تکان نمیدهند.
- کوچک: بیشتر نمادهای بازار، بهخصوص نمادهای کممعاملهی فرابورس، که سهم هر کدام از کل بازار خیلی کم است.
برای اینکه حس اندازه بگیرید: طبق آمار سازمان بورس، ارزش بازار بورس تهران در پایان خرداد ۱۴۰۵ نزدیک ۱۶ هزار همت بود. یک همت یعنی هزار میلیارد تومان. شرکتی که ۶۰۰ همت ارزش دارد، بهتنهایی حدود ۴٪ این بازار است. شرکتی که ۲ همت ارزش دارد، کمتر از دو صدم درصد. پس فاصلهی بزرگترین و کوچکترین شرکتها چند صد برابر است.
پس دستهبندی سهام کوچک و بزرگ در ایران یک خطکش نسبی است، نه یک عدد ثابت.
سهام شاخصساز کداماند؟
به شرکتهایی که وزن زیادی در شاخص کل دارند «سهام شاخصساز» یا «بزرگان بازار» میگویند. شاخص کل بورس تهران وزنی است؛ یعنی هر شرکت به اندازهی ارزش بازارش در آن رای دارد. برای همین وقتی یک شرکت بزرگ ۳٪ بالا میرود، شاخص بیشتر از وقتی تکان میخورد که ده شرکت کوچک ۳٪ بالا بروند.
بیشتر شاخصسازهای بورس ایران در چند خانواده جا میگیرند:
- فلزات اساسی؛ مثل شرکتهای بزرگ مس و فولاد (فملی، فولاد).
- محصولات شیمیایی و پتروشیمی؛ مثل هلدینگهای بزرگ پتروشیمی (فارس).
- پالایشگاههای بزرگ (شپنا و همگروههایش).
- چند بانک بزرگ (وبملت).
- هلدینگهای چندرشتهای (شستا).
- معدنیهای سنگآهن و مخابرات (کگل، اخابر).
این نامها را فقط برای شناخت بازار بدانید. ترتیبشان با قیمتها هر روز جابهجا میشود و من اینجا هیچکدام را برای خرید پیشنهاد نمیکنم. فهرست امروز را در سایت TSETMC در بخش «نمادهای اثرگذار بر شاخص» ببینید. وضعیت روز شاخص را هم در صفحهی شاخص کل بورس امروز و تابلوی کامل بازار میبینید. گروهبندی صنعتها و وزن هر کدام را هم در نوشتهی صنایع بورس ایران آوردهام.
یک ویژگی مشترک دیگر هم دارند: بیشترشان دلاری و کالامحورند. یعنی محصولشان را صادر میکنند یا به نرخ جهانی میفروشند. پس وقتی دلار بالا میرود یا قیمت جهانی مس و فولاد و نفت تغییر میکند، اینها زودتر از بقیه واکنش نشان میدهند.
پس شاخصساز یعنی «مهم برای شاخص»، نه «خوب برای خرید».
شاخص کل و شاخص هموزن: آینهی بزرگها و آینهی کوچکها
اگر شاخص کل بیشتر حال بزرگها را نشان میدهد، حال کوچکها را از کجا بفهمیم؟ از شاخص هموزن.
در شاخص هموزن، شرکت بزرگ و شرکت کوچک رای برابر دارند. مثل کلاسی است که نمرهی همهی درسها ضریب یک داشته باشد. در شاخص کل، بعضی درسها ضریب ۴ دارند و بعضی ضریب نیم. فرقشان را کامل در نوشتهی شاخص کل و شاخص هموزن چه تفاوتی دارند توضیح دادهام؛ اینجا فقط یک مثال عددی میزنیم.
مثال: یک روز در بازاری با پنج شرکت
فرض کنید کل بورس فقط پنج شرکت دارد. شرکت «الف» خیلی بزرگ است و چهار شرکت دیگر کوچکاند. عددها مثالاند:
| شرکت | ارزش بازار (همت) | وزن در شاخص کل | وزن در شاخص هموزن | تغییر قیمت امروز |
|---|---|---|---|---|
| الف (بزرگ) | ۶۰۰ | ۷۵٪ | ۲۰٪ | ۴+٪ |
| ب | ۸۰ | ۱۰٪ | ۲۰٪ | ۳-٪ |
| ج | ۶۰ | ۷٫۵٪ | ۲۰٪ | ۳-٪ |
| د | ۴۰ | ۵٪ | ۲۰٪ | ۳-٪ |
| ه | ۲۰ | ۲٫۵٪ | ۲۰٪ | ۳-٪ |
بیایید با هم حساب کنیم. در شاخص کل: ۷۵٪ وزن، ۴٪ بالا رفته و ۲۵٪ وزن، ۳٪ پایین آمده. نتیجه: ۳ منهای ۰٫۷۵، یعنی شاخص کل حدود ۲٫۲۵٪ مثبت است.
در شاخص هموزن: یک شرکت از پنج تا ۴٪ مثبت و چهار شرکت ۳٪ منفی. میانگین میشود ۰٫۸ منهای ۲٫۴، یعنی شاخص هموزن حدود ۱٫۶٪ منفی است.
اخبار میگوید «بورس امروز سبز بود». ولی چهار نفر از هر پنج سهامدار ضرر کردهاند. همان سوال اول نوشته جوابش را گرفت.

این فقط مثال نیست. در سال ۱۴۰۲، طبق گزارشهای پایان سال، شاخص کل بورس تهران حدود ۱۱٪ رشد کرد ولی شاخص هموزن حدود ۲۶٪. یعنی آن سال کوچکترها و متوسطها از بزرگها خیلی جلو زدند. سالهایی هم بوده که دقیقا برعکس شده است.
پس هر روز هر دو شاخص را با هم ببینید. یکی حال بزرگها را میگوید، دیگری حال بیشتر بازار را. شاخص سومی هم هست به نام شاخص آزاد شناور که وزن هر شرکت را فقط با سهمهایی میسنجد که واقعا در بازار دستبهدست میشوند.
فرق سهام بزرگ و کوچک در یک نگاه
شرکت بزرگ مثل کشتی است: آرام میرود و با هر موجی تکان نمیخورد. شرکت کوچک مثل قایق است: تندتر میرود، زودتر دور میزند، و با هر موجی بالا و پایین میشود. این جدول همین را با جزییات نشان میدهد:
| ویژگی | سهام بزرگ | سهام کوچک |
|---|---|---|
| نوسان قیمت | معمولا آرامتر | تندتر، هم بالا هم پایین |
| نقدشوندگی | بالا؛ خریدار و فروشنده زیاد است | گاهی کم؛ ممکن است در صف فروش بمانید |
| اثر بر شاخص کل | زیاد | خیلی کم |
| حساسیت به دلار و قیمت جهانی | زیاد (بیشترشان صادراتیاند) | متفاوت؛ خیلیها به بازار داخلی وابستهاند |
| امکان رشد چندبرابری | کمتر | بیشتر، با ریسک بیشتر |
| اطلاعات و تحلیل | زیاد؛ تحلیلگرهای زیادی دنبالشاناند | کمتر؛ کسی خیلی دنبالشان نیست |
| سهامدار اصلی | بیشتر حقوقیها، صندوقها و نهادهای دولتی و شبهدولتی | سهم حقیقیها بیشتر |
| خطر دستکاری قیمت | کم؛ تکان دادنشان پول خیلی زیادی میخواهد | بیشتر؛ با پول کم هم میشود قیمت را جابهجا کرد |
| سود نقدی | معمولا منظمتر | نامنظمتر؛ خیلیها سود را برای رشد نگه میدارند |
پس هیچکدام ذاتا بهتر نیست. سوال درست این است: کدام به حوصله، زمان و ریسکپذیری من میخورد؟
سهام کوچک پربازدهترند یا پرریسکتر؟
جواب کوتاه: هر دو. ولی این «هر دو» را باید باز کنیم.
آنچه پژوهشها میگویند
در سال ۱۹۸۱ پژوهشگری به نام رولف بانز روی دادههای بورس آمریکا نشان داد سهام کوچک در بلندمدت، بهطور میانگین، کمی بیشتر از سهام بزرگ بازده داشتهاند. به این پدیده «اثر اندازه» یا «صرف سهام کوچک» میگویند. بعدها فاما و فرنچ هم اندازهی شرکت را یکی از عاملهای توضیح بازده سهام گذاشتند.
ولی دو نکته را کمتر کسی میگوید. اول: این اضافهبازده پاداش ریسک بیشتر است، نه هدیهی مجانی. دوم: پس از اینکه این پدیده مشهور شد، در خیلی از دورهها کمرنگ شد یا اصلا دیده نشد. یعنی ممکن است ده سال پشت هم کوچکها از بزرگها عقب بمانند.
چرا سهام کوچک پرریسکترند؟
- کسبوکار شکنندهتر: شرکت کوچک معمولا یک یا دو محصول و چند مشتری اصلی دارد. یک مشتری برود یا یک مجوز لغو شود، سود نصف میشود.
- نقدشوندگی کم: وقتی همه میخواهند بفروشند، در سهم کوچک خریدار پیدا نمیشود و چند روز در صف فروش میمانید.
- سهام شناور کم: وقتی سهام شناور کم است، چند خرید یا فروش درشت قیمت را جابهجا میکند.
- بازی با قیمت: در سهم کوچک با پول نسبتا کم میشود صف خرید ساخت، نمودار قشنگ ساخت و بعد به تازهواردها فروخت. به این کار در بازار «بازیگردانی» میگویند و غیرقانونی است. حواستان باشد آن را با بازارگردان اشتباه نکنید؛ بازارگردان نهاد رسمی است که تعهد دارد سهم را نقدشونده نگه دارد.
- اطلاعات کمتر: گزارشهای تحلیلی دربارهی شرکت کوچک کم است و شما بیشتر تنها هستید.
یک نکته دربارهی بتا
شاید بشنوید «سهم کوچک بتای بالاتری دارد». ضریب بتا یعنی سهم نسبت به شاخص چقدر بالا و پایین میرود. در بورس ایران این حرف همیشه درست نیست. چون شاخص کل را خود بزرگها میسازند، بتای بزرگها نسبت به شاخص کل طبیعتا نزدیک یک است. سهم کوچک ممکن است خیلی پرنوسان باشد ولی بتایش پایین دربیاید، چون راه خودش را میرود و با شاخص کل همقدم نیست.
پس برای سهم کوچک، به جای بتا به خود نوسان و حجم معامله نگاه کنید. یا بتا را نسبت به شاخص هموزن بسنجید.
پس سهام کوچک «شاید» پربازدهتر باشند، ولی «حتما» پرریسکترند.
مزایا و معایب سهام بزرگ
شرکتهای بزرگ بورس هم بیعیب نیستند. بیایید منصفانه هر دو طرف را ببینیم.
- مزیت: نقدشوندگی بالا. اگر پول زیادی دارید، فقط در سهمهای بزرگ میتوانید راحت وارد و خارج شوید.
- مزیت: کسبوکار جاافتاده، صورتهای مالی منظم و تحلیلهای زیاد.
- مزیت: در ریزشها معمولا کمتر آسیب میبینند، چون حقوقیها و صندوقها از آنها حمایت میکنند.
- عیب: رشد چندبرابری کمتر. شرکتی که همین حالا یکی از بزرگترینهای کشور است، سخت ده برابر میشود.
- عیب: وابستگی زیاد به قیمتگذاری دستوری، نرخ خوراک، نرخ ارز و تصمیمهای دولتی. یک بخشنامه میتواند سود یک سال را جابهجا کند.
- عیب: گاهی بیشتر از ارزش واقعیشان معامله میشوند، چون همه آنها را «امن» میدانند.
پس بزرگ بودن ریسک را کم میکند، ولی صفرش نمیکند.
ترکیب مناسب سهام بزرگ و کوچک در پرتفوی
عدد جادویی وجود ندارد. ولی یک روش ساده که من به خیلیها پیشنهاد میکنم، روش «هسته و اقمار» است. یعنی بخش اصلی سبد را روی سهمهای بزرگ و پرمعامله یا صندوقها میگذارید (هسته)، و بخش کوچکتری را برای سهمهای کوچک و متوسط (اقمار).
این جدول یک نقطهی شروع است، نه نسخهی قطعی:
| روحیه | سهام بزرگ و صندوقها | سهام متوسط | سهام کوچک |
|---|---|---|---|
| محتاط (بازنشسته، پول لازم در یکی دو سال) | ۸۰ تا ۹۰٪ | ۱۰ تا ۲۰٪ | صفر تا ۵٪ |
| متعادل | ۶۰ تا ۷۰٪ | ۲۰ تا ۳۰٪ | ۱۰٪ |
| ریسکپذیر (جوان، افق بلند، تجربهی کافی) | ۴۰ تا ۵۰٪ | ۳۰٪ | ۲۰ تا ۳۰٪ |
این درصدها فقط برای بخش سهام سبد است. اینکه اصلا چقدر از کل پولتان در سهام باشد و چقدر در طلا یا درآمد ثابت، سوال جدایی است که در نوشتهی تنوع بخشی در سرمایهگذاری و روشهای تشکیل سبد سهام به آن پرداختهام. اگر نمیدانید کدام ردیف جدول مال شماست، اول سطح ریسکپذیری خودتان را بسنجید.
یک مثال عددی ساده
فرض کنیم ۲۰۰ میلیون تومان برای بخش سهام کنار گذاشتهاید و روحیهتان متعادل است. با جدول بالا:
- ۱۳۰ میلیون تومان (۶۵٪) در سهمهای بزرگ و پرمعامله از چند صنعت مختلف، یا یک صندوق سهامی.
- ۵۰ میلیون تومان (۲۵٪) در دو سه سهم متوسط که کسبوکارشان را میشناسید.
- ۲۰ میلیون تومان (۱۰٪) در یکی دو سهم کوچک که روی آنها تحقیق کردهاید.
حالا بدترین حالت را تصور کنیم: سهمهای کوچک شما نصف شوند. ۱۰ میلیون تومان ضرر کردهاید؛ یعنی ۵٪ کل این ۲۰۰ میلیون. دردناک است، ولی زندگیتان را به هم نمیریزد. اگر همان ۲۰۰ میلیون را یکجا در یک سهم کوچک گذاشته بودید، ۱۰۰ میلیون تومان از دست میرفت.
پس اندازهی هر بخش را طوری بچینید که اگر بدترین اتفاق افتاد، شب راحت بخوابید.
راه سادهتر: صندوقها
اگر وقت تحلیل ندارید، لازم نیست خودتان سهم بزرگ و کوچک را جدا جدا انتخاب کنید. صندوقهای ETF سهامی و صندوقهای شاخصی بیشتر سهمهای بزرگ و پرمعامله را نگه میدارند. فقط حواستان باشد که بیشتر صندوقهای سهامی ترکیب مشابهی دارند؛ پس چند صندوق شبیه به هم یعنی یک سبد با چند بار کارمزد.
سه اشتباه رایج دربارهی سهام کوچک و بزرگ
- «این سهم ۵۰۰ تومان است، ارزان است، پس جا برای رشد دارد.» قیمت یک سهم بهتنهایی هیچ چیز نمیگوید. همیشه ارزش بازار کل شرکت را با سودش مقایسه کنید.
- «شاخص بالا رفت، پس بازار خوب است.» شاید فقط چند شاخصساز بالا رفته باشند. شاخص هموزن را هم ببینید.
- «سهم بزرگ است، پس ضرر نمیدهد.» شرکتهای بزرگ هم در دورههایی سالها درجا زدهاند یا نصف شدهاند. بزرگ بودن یعنی آرامتر، نه بیخطر.
چکلیست پیش از خرید یک سهم کوچک
اگر تصمیم گرفتید بخشی از سبد را به سهام کوچک بدهید، پیش از خرید این چند سوال را از خودتان بپرسید:
- ارزش بازار کل شرکت را میدانم، نه فقط قیمت هر سهم را؟
- میانگین ارزش معاملات روزانهاش چقدر است؟ اگر بخواهم بفروشم، پول من چند روز معاملهی این سهم است؟
- درصد سهام شناورش چقدر است؟ خیلی کم نیست؟
- شرکت سودده است یا فقط داستان قشنگی پشتش است؟
- جهش قیمت اخیرش خبر مشخصی داشته، یا فقط صف خرید و حجم ناگهانی؟
- اگر این سهم نصف شود، چند درصد کل پولم از دست میرود؟ با آن کنار میآیم؟
اگر جواب سهچهار تا از این سوالها را نمیدانید، هنوز وقت خرید نیست. وقت تحقیق است.
ارزش بازار هر سهم را از کجا ببینیم؟
در صفحهی هر نماد در سایت TSETMC ارزش بازار نوشته شده است. در بیشتر سامانههای معاملاتی کارگزاریها هم هست. اگر نبود، خودتان حساب کنید: قیمت پایانی را در تعداد کل سهمها ضرب کنید. یادتان باشد عدد سایتها معمولا به ریال است؛ برای تومان، یک صفر را کنار بگذارید.
برای مقایسهی اندازهی یک شرکت با کل بازار هم، ارزش بازارش را بر ارزش کل بازار تقسیم کنید. این عدد به شما میگوید این شرکت چقدر روی شاخص اثر دارد.
سوالات متداول
سهام بزرگ و کوچک بر چه اساسی تقسیم میشوند؟
بر اساس ارزش بازار، یعنی قیمت هر سهم ضرب در تعداد کل سهمهای شرکت. قیمت تک سهم معیار نیست. در آمریکا مرزهای سرانگشتی دلاری هست، ولی در بورس ایران مرز رسمی وجود ندارد و اندازهی شرکت را نسبت به کل بازار میسنجند.
سهام کوچک پربازدهترند یا پرریسکتر؟
هر دو. پژوهشها نشان دادهاند سهام کوچک در بلندمدت گاهی کمی بیشتر بازده دادهاند، ولی این پاداش ریسک بیشتر است. نوسان، نقدشوندگی کم و خطر دستکاری قیمت در آنها بیشتر است و ممکن است سالها از بزرگها عقب بمانند.
سهام شاخصساز کداماند؟
شرکتهایی که ارزش بازارشان آنقدر زیاد است که حرکتشان شاخص کل را جابهجا میکند. در بورس ایران بیشترشان در فلزات اساسی، پتروشیمی، پالایشگاهها، بانکهای بزرگ و هلدینگهای چندرشتهایاند. فهرست روز را در بخش نمادهای اثرگذار بر شاخص در سایت TSETMC ببینید.
ترکیب مناسب سهام بزرگ و کوچک در پرتفوی چیست؟
عدد ثابتی نیست و به ریسکپذیری شما بستگی دارد. یک نقطهی شروع این است که بخش اصلی سهام سبد در سهمهای بزرگ یا صندوقها باشد و سهم کوچکها برای آدم محتاط زیر ۵٪ و برای آدم ریسکپذیر حداکثر حدود یکچهارم.
چرا شاخص کل مثبت است ولی بیشتر سهمها منفیاند؟
چون شاخص کل وزنی است و چند شرکت بزرگ وزن زیادی در آن دارند. اگر همین چند شاخصساز بالا بروند، شاخص سبز میشود حتی اگر بیشتر سهمهای کوچک قرمز باشند. برای دیدن حال بیشتر بازار، شاخص هموزن را هم نگاه کنید.
Large Cap و Small Cap یعنی چه؟
Large Cap یعنی شرکت بزرگ و Small Cap یعنی شرکت کوچک از نظر ارزش بازار. Cap کوتاهشدهی Market Capitalization است. در آمریکا معمولا شرکت بالای ۱۰ میلیارد دلار را بزرگ و زیر ۲ میلیارد دلار را کوچک میدانند و بین این دو را متوسط یا Mid Cap.
آیا سهم با قیمت پایین یعنی سهم کوچک؟
نه. قیمت یک سهم فقط به این بستگی دارد که شرکت به چند سهم تقسیم شده است. شرکتی با سهم ۵۰۰ تومانی ممکن است از شرکتی با سهم ۵۰ هزار تومانی خیلی بزرگتر باشد. همیشه ارزش بازار کل شرکت را ببینید.
شرکتهای بزرگ بورس ریسک ندارند؟
دارند، فقط معمولا کمتر نوسان میکنند. شرکتهای بزرگ بورس ایران به نرخ ارز، قیمت جهانی کالاها، نرخ خوراک و تصمیمهای دولتی حساساند و در دورههایی سالها درجا زدهاند یا افت زیادی داشتهاند.
جمعبندی
سهام کوچک و بزرگ با ارزش بازار از هم جدا میشوند، نه با قیمت هر سهم. بزرگها شاخص را میسازند، نقدشوندهتر و آرامترند، ولی رشد چندبرابریشان سختتر است. کوچکها فرصت بیشتری دارند، ولی نوسان، کمنقدی و بازی با قیمت در آنها هم بیشتر است.
پس دفعهی بعد که خبر «بورس سبز شد» را شنیدید، سه کار بکنید: شاخص هموزن را هم ببینید، ارزش بازار سهم خودتان را بدانید، و مطمین شوید سهم کوچکها در سبدتان آنقدر است که اگر بدترین اتفاق افتاد، از پسش بربیایید. تصمیم نهایی با خودتان.
