بازار اولیه و ثانویه چیست؟ تفاوت آنها در بورس به زبان ساده
فهرست مطالب۱۳ بخش
- بازار اولیه و ثانویه چیست؟ با مثالِ ماشینِ صفر و دستدوم
- بازار اولیه چیست و چه کسی در آن میفروشد؟
- پشتِ صحنهٔ بازار اولیه چه کسانی هستند؟
- بازار ثانویه چیست؟ همان تابلویی که هر روز میبینیم
- بازار ثانویه چه نقشی در نقدشوندگی دارد؟
- اگر پولی به شرکت نمیرسد، قیمتِ تابلو برایش چه اهمیتی دارد؟
- مثالِ عددی: پولِ شما در هر بازار به کجا میرود؟
- تفاوت بازار اولیه و ثانویه در یک جدول
- عرضه اولیه در کدام بازار انجام میشود؟
- پذیرهنویسی و حق تقدم: دو چهرهٔ دیگرِ بازار اولیه
- بازار اولیه و ثانویهٔ اوراق بهادار با درآمد ثابت
- بازار اولیه و ثانویه در صندوقها و کرادفاندینگ
- این تفاوت به کارِ ما سرمایهگذارانِ معمولی چه میآید؟
- اشتباههای رایج دربارهٔ بازار اولیه و ثانویه
- سوالات متداول
- جمعبندی

بازار اولیه و ثانویه دو مرحلهٔ زندگیِ هر سهم یا ورقهاند. در بازار اولیه، سهم یا اوراق برای اولین بار فروخته میشود و پولِ خریدار به ناشر، یعنی همان شرکت یا دولتی که آن را منتشر کرده، میرسد. در بازار ثانویه، مثلِ تابلوی بورس و فرابورس، همان سهم بینِ خودِ سرمایهگذاران دستبهدست میشود و شرکت از این معامله پولی نمیگیرد.
خیلیها فکر میکنند وقتی از بورس سهمِ یک شرکت را میخرند، پولشان به حسابِ آن شرکت میرود و خرجِ ساختنِ کارخانه میشود. بیشترِ وقتها اینطور نیست. بیایید با هم ببینیم پولِ ما در هر بازار دقیقاً به جیبِ چه کسی میرود و این فرق چرا برای تصمیمهای خودمان مهم است.
بازار اولیه و ثانویه چیست؟ با مثالِ ماشینِ صفر و دستدوم
سادهترین راهِ فهمیدنِ این دو بازار، بازارِ ماشین است. وقتی ماشینِ صفر را از خودِ کارخانه پیشخرید میکنید، پولتان به کارخانه میرسد. کارخانه با همین پول قطعه میخرد، حقوق میدهد و ماشینِ بعدی را میسازد. این میشود بازار اولیه.
یک سال بعد، ماشین را در بازارِ ماشینِ دستدوم به همسایهتان میفروشید. همسایه پول را به شما میدهد، نه به کارخانه. تعدادِ ماشینهای دنیا هم یکی بیشتر نشده؛ فقط صاحبش عوض شده. این میشود بازار ثانویه.
سهم و اوراق هم دقیقاً همینطورند. فقط بهجای کارخانهٔ ماشین، شرکت یا دولتی را داریم که به آن «ناشر» میگویند. ناشر یعنی کسی که ورقهٔ بهادار را منتشر میکند تا با فروشش پول جمع کند. پس هر سهم یک بار از ناشر بیرون میآید و بعد، سالها بینِ مردم دستبهدست میشود.

بازار اولیه چیست و چه کسی در آن میفروشد؟
بازار اولیه (به آن «بازارِ دست اولِ اوراق» هم میگویند) جایی است که ورقهٔ بهادار برای اولین بار فروخته میشود. فروشنده خودِ ناشر است، یا کسی که از طرفِ او کار میکند. کارِ اصلیِ این بازار تأمین مالی است؛ یعنی رساندنِ پسِاندازِ مردم به شرکت یا دولتی که برای کارش پول لازم دارد.
در بازار سرمایهٔ ایران، بازار اولیه چند شکلِ آشنا دارد:
- پذیرهنویسیِ شرکتِ تازهتأسیس: شرکت هنوز راه نیفتاده و مردم با پولشان سهامدارِ آن میشوند.
- افزایش سرمایه از محلِ آوردهٔ نقدی: شرکتِ بورسی سهمِ تازه منتشر میکند و سهامدارانِ فعلی با پرداختِ پول، آن را میخرند.
- عرضه اولیهٔ سهام: سهمِ شرکتی که تا دیروز در بورس نبود، برای اولین بار به عموم فروخته میشود. (پایینتر میبینیم که در ایران این مورد یک ریزهکاریِ مهم دارد.)
- انتشارِ اوراق بدهی: مثلِ صکوکِ اجاره و مرابحهٔ شرکتها، یا اوراقِ دولتی که دولت با فروششان قرض میگیرد.
- صدورِ واحدِ صندوق: وقتی صندوقِ سرمایهگذاری در برابرِ پولِ شما واحدِ تازه میسازد.
- تأمین مالیِ جمعی (کرادفاندینگ): طرحی روی سکوی مجاز معرفی میشود و مردم با مبلغهای کم در آن شریک میشوند.
در همهٔ اینها یک چیز مشترک است: ورقهای تازه به دنیا میآید، یا دستکم برای اولین بار به عموم مردم فروخته میشود.
پشتِ صحنهٔ بازار اولیه چه کسانی هستند؟
هیچ شرکتی نمیتواند یک روز صبح تصمیم بگیرد و از فردا سهم به مردم بفروشد. اول باید سازمان بورس و اوراق بهادار مجوز بدهد. معمولاً یک شرکت تأمین سرمایه هم کنارِ ناشر است. تأمین سرمایه یعنی نهادی مالی که به شرکت کمک میکند قیمت را تعیین کند، مدارک را آماده کند و فروش را برگزار کند.
گاهی همین نهاد «متعهدِ پذیرهنویسی» هم میشود. یعنی قول میدهد اگر مردم همهٔ سهمها یا اوراق را نخریدند، باقیمانده را خودش بخرد. این قول برای ناشر مثلِ بیمه است: مطمئن است پولِ لازم جمع میشود. سفارشِ ما مردمِ عادی هم مثلِ همیشه از راهِ کارگزاری ثبت میشود.
پس بازار اولیه جایی است که پول از جیبِ مردم به جیبِ ناشر میرود و چند نهادِ ناظر و واسطه مراقباند این کار درست انجام شود.
بازار ثانویه چیست؟ همان تابلویی که هر روز میبینیم
بازار ثانویه جایی است که ورقههای منتشرشده بینِ سرمایهگذاران خرید و فروش میشوند. بورس تهران، فرابورس و بورس کالا همه بازار ثانویهاند. وقتی شما در سامانهٔ کارگزاری سفارشِ خرید میدهید، سهم را از سرمایهگذارِ دیگری میخرید که میخواهد بفروشد. کارگزار و سامانهٔ معاملات فقط این دو نفر را به هم میرسانند.
در این معاملهها شرکت کنار ایستاده است. اگر امروز میلیونها سهمِ یک شرکت معامله شود، حتی یک تومان به حسابِ آن شرکت نمیرود. تعدادِ سهمهایش هم عوض نمیشود. فقط اسمِ صاحبانِ سهم در دفترِ سهامداران جابهجا میشود.
قیمت در بازار ثانویه را عرضه و تقاضا تعیین میکند، در محدودهٔ دامنهٔ نوسانی که بورس برای هر روز گذاشته است. خبرِ خوب، گزارشِ سود، تورم یا ترسِ عمومی همه روی این قیمت اثر میگذارند. برای همین قیمتِ تابلو هر روز بالا و پایین میرود؛ چیزی که در بازار اولیه به این شکل نیست.
بازار ثانویه چه نقشی در نقدشوندگی دارد؟
نقدشوندگی یعنی چقدر سریع و بیضرر میتوانید داراییتان را به پول تبدیل کنید. خانه را در نظر بگیرید. شاید یک میلیارد تومان بیرزد، ولی اگر فردا برای جراحیِ یکی از عزیزانتان پول لازم داشته باشید، فروشش ماهها طول میکشد. این دارایی ارزشمند است، ولی نقدشونده نیست.
بازار ثانویه همین مشکل را برای سهم و اوراق حل میکند. چون هر روز خریدار و فروشنده در تابلو هستند، سهامِ یک شرکتِ پرمعامله را معمولاً در چند دقیقه میشود فروخت. در بعضی نمادها هم بازارگردان هست؛ نهادی که وظیفه دارد با خرید و فروشِ مداوم جلوی قفلشدنِ معاملات را بگیرد.
حالا یک پرسشِ ساده: اگر بازار ثانویه نبود، چند نفر حاضر میشدند در بازار اولیه سهم بخرند؟ احتمالاً خیلی کم. هیچکس دوست ندارد پولش برای همیشه در یک شرکت گیر کند. اوراقِ سلف که بازارِ ثانویه ندارند یا پذیرهنویسیِ شرکتی که هنوز نمادش باز نشده، همین را نشان میدهند: پول تا مدتی بلوکه میماند و این خودش یک ریسک است.
پس بازار ثانویه پشتوانهٔ بازار اولیه است. وقتی خریدار مطمئن است هر وقت خواست میتواند بفروشد، راحتتر در بازار اولیه پول میگذارد.
اگر پولی به شرکت نمیرسد، قیمتِ تابلو برایش چه اهمیتی دارد؟
این سؤال خیلی منطقی است. جوابش این است که قیمتِ بازار ثانویه کارنامهٔ شرکت است. اگر قیمت خوب باشد، شرکت دفعهٔ بعد که بخواهد سهمِ تازه بفروشد، با قیمتِ بهتری میفروشد و پولِ بیشتری جمع میکند. مدیران هم با همین قیمت قضاوت میشوند.
مثلِ کارخانهٔ ماشین که از فروشِ ماشینِ دستدوم پولی نمیگیرد، ولی اگر ماشینش در بازار خوب خرید و فروش شود، مردم برای پیشخریدِ مدلِ بعدی صف میکشند. پس این دو بازار به هم وابستهاند، هرچند پولِ یکی به دیگری نمیرسد.
مثالِ عددی: پولِ شما در هر بازار به کجا میرود؟
بیایید یک داستانِ ساده را قدمبهقدم حساب کنیم. شرکتِ فرضیِ «نانگستر» میخواهد یک خطِ تولیدِ تازه بسازد و پول لازم دارد. عددها فقط مثالاند.
- بازار اولیه: نانگستر با مجوزِ سازمان بورس ۱۰ میلیون سهمِ تازه منتشر میکند، هر سهم ۱٬۰۰۰ تومان. مریمخانم ۲٬۰۰۰ سهم میخرد و ۲ میلیون تومان میپردازد. این ۲ میلیون مستقیم به حسابِ شرکت میرود و خرجِ خطِ تولید میشود.
- شمارِ سهمها: اگر شرکت پیش از این ۴۰ میلیون سهم داشت، حالا ۵۰ میلیون سهم دارد. بازار اولیه سهمِ تازه ساخته است.
- بازار ثانویه: چند ماه بعد، قیمتِ سهم در تابلو به ۱٬۳۰۰ تومان رسیده. مریمخانم سهمهایش را به آقای رضایی میفروشد و ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان میگیرد (پیش از کسرِ کارمزد).
- پولِ شرکت: از این معاملهٔ دوم، نانگستر هیچ پولی نمیگیرد. شمارِ سهمها همان ۵۰ میلیون است. فقط صاحبِ ۲٬۰۰۰ سهم عوض شده.
- سودِ مریمخانم: ۶۰۰ هزار تومان روی ۲ میلیون، یعنی ۳۰٪. این سود را آقای رضایی به او داده، نه شرکت.
پس اگر میخواهید بدانید پولتان کجا رفته، بپرسید: «این سهم را از خودِ ناشر خریدم یا از یک سرمایهگذارِ دیگر؟» جوابِ این پرسش میگوید در کدام بازار بودهاید.
تفاوت بازار اولیه و ثانویه در یک جدول
تا اینجا فرقها را یکییکی دیدیم. در این جدول همه را کنارِ هم گذاشتهام تا یکجا مقایسه کنید.
| موضوع | بازار اولیه | بازار ثانویه |
|---|---|---|
| فروشنده کیست؟ | ناشر (شرکت، دولت، صندوق) یا نمایندهٔ او | سرمایهگذارِ دیگر |
| پولِ خریدار به کجا میرود؟ | به ناشر (جز در عرضه اولیهٔ سهامِ سهامدارِ عمده) | به فروشنده؛ ناشر چیزی نمیگیرد |
| شمارِ اوراق عوض میشود؟ | بله، اوراقِ تازه ساخته میشود (در انتشارِ تازه) | نه، فقط صاحبش عوض میشود |
| قیمت چطور تعیین میشود؟ | با قیمتِ اسمی، ثابت یا کشفشده در یک بازه و زمانِ محدود | با عرضه و تقاضا، هر روز در دامنهٔ نوسان |
| چند بار؟ | یک بار برای هر ورقه | بیشمار |
| زمان | فقط در روز یا بازهٔ اعلامشده | هر روزِ کاری در ساعتِ معاملات |
| کارِ اصلی | تأمین سرمایه برای ناشر | نقدشوندگی و کشفِ قیمت |
| نمونه در ایران | عرضه اولیه، پذیرهنویسی، حق تقدم، حراجِ اوراقِ دولتی، صدورِ واحدِ صندوق | معاملهٔ سهام، حق تقدم و اوراق در بورس، فرابورس و بورس کالا |
اگر فقط یک ردیف از این جدول یادتان بماند، ردیفِ دوم را نگه دارید: در بازار اولیه پول به ناشر میرسد و در بازار ثانویه به فروشندهٔ قبلی.
عرضه اولیه در کدام بازار انجام میشود؟
جوابِ کتابی این است: عرضه اولیه در بازار اولیه انجام میشود، چون سهم برای اولین بار به عموم فروخته میشود. از فردای عرضه که نماد باز میشود، همان سهم وارد بازار ثانویه شده و مثلِ بقیهٔ سهمها معامله میشود.
ولی یک ریزهکاری هست که کمتر جایی میگویند. در بیشترِ عرضههای اولیهٔ ایران، سهمی که عرضه میشود از سهامدارِ عمدهٔ شرکت است، نه سهمِ تازه. یعنی صاحبِ اصلی بخشی از سهمش را به مردم میفروشد و پولِ ما به جیبِ او میرود، نه به صندوقِ شرکت. از نگاهِ مردم بازار اولیه است، چون اولین بار است که این سهم را به آنها میفروشند؛ ولی از نگاهِ تأمین مالی، شرکت پولی نگرفته است.
گاهی هم شرکت همزمان با عرضه، سهمِ تازه منتشر میکند (افزایش سرمایه با سلبِ حق تقدمِ سهامدارانِ فعلی). آنوقت پول واقعاً به خودِ شرکت میرسد. این را از اطلاعیهٔ عرضه و امیدنامهٔ شرکت میشود فهمید. دانستنش مهم است، چون نشان میدهد پولِ عرضه قرار است خرجِ رشدِ شرکت شود یا فقط دستِ فروشنده را باز کند.
نکتهٔ دیگر قیمت است. خیلی از متنها مینویسند «قیمت در بازار اولیه ثابت است». در عرضههای اولیهٔ امروزِ ایران همیشه اینطور نیست. در روشِ ثبتِ سفارش، قیمت در یک بازه کشف میشود. در روشِ ترکیبی، اول صندوقها در یک حراج قیمت را کشف میکنند و بعد مردم با همان قیمت سفارش میدهند. جزئیاتِ هر روش را در انواع روشهای عرضه اولیه نوشتهام و تاریخِ عرضههای پیشِ رو در تقویم عرضه اولیه هست.
پس عرضه اولیه در بازار اولیه است، ولی همیشه بپرسید: فروشنده کیست و پول به کجا میرود؟
پذیرهنویسی و حق تقدم: دو چهرهٔ دیگرِ بازار اولیه
پذیرهنویسی خالصترین شکلِ بازار اولیه است. شرکت هنوز وجود ندارد یا تازه میخواهد بزرگ شود و مردم با پولشان در ساختنش شریک میشوند. پولِ پذیرهنویسی صددرصد به شرکت میرسد. ولی چون شرکت سابقه و صورتِ مالی ندارد، ریسکش بیشتر است و پول ممکن است تا باز شدنِ نماد مدتی بلوکه بماند.
حق تقدم خرید سهام جالبتر است، چون هر دو بازار را در خودش دارد. وقتی شرکتی افزایش سرمایه از محلِ آوردهٔ نقدی میدهد، به هر سهامدار به نسبتِ سهمش حق تقدم میرسد. حالا دو راه دارد:
- پذیرهنویسیِ حق تقدم: مبلغِ اسمیِ سهمِ تازه را به شرکت میپردازد و سهمِ تازه میگیرد. این بازار اولیه است، چون پولش به شرکت میرسد.
- فروشِ حق تقدم در تابلو: حق تقدمِ خودش را در نمادِ حق تقدم به سرمایهگذارِ دیگری میفروشد. این بازار ثانویه است، چون پول به خودِ سهامدار میرسد.
پس یک ورقه میتواند امروز در بازار ثانویه دستبهدست شود و فردا، وقتی صاحبش آن را پذیرهنویسی میکند، پولِ تازه به شرکت برساند.
بازار اولیه و ثانویهٔ اوراق بهادار با درآمد ثابت
اوراق بهادار فقط سهم نیست. در کنارِ سهام، انواع اوراق با درآمد ثابت هم داریم: اوراقِ دولتی، صکوکِ اجاره و مرابحه، اوراقِ مشارکت و… این اوراق هم دو بازار دارند و رسمِ هر کدام کمی فرق میکند.
دولت اوراقِ تازهاش را معمولاً در حراجهایی میفروشد که بانک مرکزی برگزار میکند. خریدارانِ این بازار اولیه بیشتر بانکها، صندوقها و نهادهای مالیاند، نه مردمِ عادی. بعد همین اوراق در فرابورس نماد میگیرند و ما میتوانیم آنها را در بازار ثانویه بخریم؛ مثلاً اسناد خزانهٔ اسلامی (اخزا) که با تخفیف خرید و فروش میشوند.
صکوکِ شرکتها معمولاً با پذیرهنویسی در فرابورس منتشر میشوند. در روزهای پذیرهنویسی، هر کسی کدِ بورسی داشته باشد میتواند از راهِ کارگزار سفارش بدهد. بعد از آن، اوراق در تابلوی فرابورس معامله میشوند و قیمتشان با نرخِ سودِ بازار بالا و پایین میرود.
پس برای فردِ عادی، خریدِ اوراق در بازار ثانویه یا از راهِ صندوقهای درآمد ثابت معمولاً سادهتر از حضور در بازار اولیه است.
بازار اولیه و ثانویه در صندوقها و کرادفاندینگ
صندوقهای سرمایهگذاری هم همین دو چهره را دارند. وقتی به صندوقی پول میدهید و صندوق برایتان واحدِ تازه «صادر» میکند، در بازار اولیهٔ آن صندوق خرید کردهاید. وقتی هم واحد را به خودِ صندوق پس میدهید (ابطال)، صندوق پولتان را بر اساسِ ارزشِ روزِ داراییهایش برمیگرداند.
ولی در صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)، بیشترِ ما واحدها را در تابلو از سرمایهگذارِ دیگری میخریم. این بازار ثانویه است و قیمتش با عرضه و تقاضا تعیین میشود. برای همین قیمتِ تابلوی صندوق گاهی کمی بالاتر یا پایینتر از ارزشِ واقعیِ هر واحد است.
تأمین مالیِ جمعی (کرادفاندینگ) تقریباً سراسر بازار اولیه است. شما مستقیم به طرح پول میدهید. بازارِ ثانویهٔ آن هنوز در ابتدای راه است، پس باید فرض کنید پولتان تا پایانِ طرح در آن میماند.
این تفاوت به کارِ ما سرمایهگذارانِ معمولی چه میآید؟
شاید بپرسید: «من که فقط سهم میخرم و میفروشم؛ دانستنِ این فرق چه سودی دارد؟» سه فایدهٔ عملی دارد:
- ریسک را بهتر میسنجید. در بازار اولیه گاهی اطلاعاتِ کمی دارید (مثلاً شرکتی که تازه تأسیس میشود) و پولتان ممکن است مدتی نقد نشود. در بازار ثانویه سابقهٔ قیمت و معاملات جلوی چشمتان است.
- قیمت را بهتر میفهمید. در عرضه اولیه قیمت یک بار و با سازوکارِ مشخص تعیین میشود. در بازار ثانویه هیجانِ جمع هم در قیمت هست. برای همین سهمِ عرضهشده گاهی چند روز پشتِ سرِ هم صفِ خرید دارد و بعد برمیگردد.
- خبرها را درست میخوانید. وقتی میشنوید «معاملاتِ امروز چند همت بود»، میدانید این پول بینِ سرمایهگذاران جابهجا شده، نه اینکه به شرکتها رسیده باشد. همت یعنی هزار میلیارد تومان.
پس دانستنِ این فرق به شما میگوید در هر خرید، با چه کسی طرفاید و چه ریسکی را میپذیرید.
اشتباههای رایج دربارهٔ بازار اولیه و ثانویه
اینها اشتباههایی است که زیاد شنیده میشود. پیش از تصمیم، یک بار مرورشان کنید:
- «خریدِ سهم از تابلو به شرکت کمک میکند.» نه. پولتان به فروشندهٔ قبلی میرسد. شرکت فقط در بازار اولیه پول میگیرد.
- «بازار اول و دوم فرابورس همان بازار اولیه و ثانویه است.» نه. آنها اسمِ تابلوهای فرابورساند و هر دو بازار ثانویهاند. فرقشان در شرایطِ پذیرشِ شرکت است که در تفاوت بازار اول و دوم فرابورس توضیح دادهام.
- «پذیرهنویسی و عرضه اولیه یکی است.» نه. در پذیرهنویسی شرکت معمولاً تازه است و پول به خودش میرسد. در عرضه اولیه شرکت سابقه دارد و پول اغلب به سهامدارِ عمده میرسد.
- «قیمت در بازار اولیه همیشه ثابت است.» در ایران همیشه نه. در بیشترِ عرضههای اولیه قیمت در یک بازه یا با حراج کشف میشود.
- «هر چه در بازار اولیه بخری، فردا سود میدهد.» نه. عرضههای اولیه هم گاهی زیان دادهاند. سودِ بازار ثانویه را خریدارِ بعدی تعیین میکند، نه قولِ کسی.
بازار اولیه و ثانویه فقط یکی از راههای دستهبندیِ بازارهاست. اگر میخواهید تصویرِ بزرگتر، یعنی بازار پول، بازار سرمایه، بازار ارز و بازار مشتقه را هم ببینید، انواع بازارهای مالی و کارکردهای آنها را بخوانید.
سوالات متداول
بازار اولیه چیست؟
بازار اولیه جایی است که سهم یا اوراق برای اولین بار فروخته میشود و پولِ خریدار به ناشر، یعنی شرکت یا دولتی که آن را منتشر کرده، میرسد. پذیرهنویسی، افزایش سرمایه، عرضه اولیه و انتشارِ اوراقِ تازه نمونههای آن در ایراناند.
بازار ثانویه چیست؟
بازار ثانویه جایی است که اوراقِ منتشرشده بینِ سرمایهگذاران خرید و فروش میشوند، مثلِ بورس تهران، فرابورس و بورس کالا. در این بازار پول از خریدار به فروشنده میرسد و شرکتِ ناشر چیزی دریافت نمیکند.
تفاوت بازار اولیه و ثانویه چیست؟
در بازار اولیه فروشنده ناشر است، پول به او میرسد و ورقه یک بار فروخته میشود. در بازار ثانویه فروشنده سرمایهگذارِ دیگری است، ناشر پولی نمیگیرد، معامله بیشمار بار تکرار میشود و قیمت را عرضه و تقاضا تعیین میکند.
عرضه اولیه در کدام بازار انجام میشود؟
عرضه اولیه در بازار اولیه انجام میشود، چون سهم برای اولین بار به عموم فروخته میشود. ولی در بیشترِ عرضههای ایران سهم از سهامدارِ عمده است و پول به او میرسد، نه به شرکت. از فردای عرضه، سهم در بازار ثانویه معامله میشود.
بورس بازار اولیه است یا ثانویه؟
معاملاتِ روزانهٔ بورس و فرابورس بازار ثانویه است. خودِ بورس و فرابورس محلِ برگزاریِ بخشی از بازار اولیه هم هستند، مثلاً عرضه اولیه یا پذیرهنویسیِ اوراق، ولی آنچه هر روز در تابلو میبینیم معاملهٔ سرمایهگذاران با یکدیگر است.
بازار ثانویه چه نقشی در نقدشوندگی دارد؟
بازار ثانویه به دارندهٔ سهم یا اوراق امکان میدهد هر روزِ کاری داراییاش را بفروشد و پول بگیرد. بدونِ آن، پول تا مدتها در شرکت گیر میکرد و کمتر کسی حاضر میشد در بازار اولیه سرمایهگذاری کند.
حق تقدم در بازار اولیه است یا ثانویه؟
هر دو. وقتی حق تقدم را پذیرهنویسی میکنید و مبلغش را به شرکت میپردازید، در بازار اولیهاید. وقتی حق تقدم را در نمادِ آن به سرمایهگذارِ دیگری میفروشید، در بازار ثانویه معامله کردهاید و پول به خودتان میرسد.
آیا خریدِ سهم از بورس پولی به شرکت میرساند؟
نه. وقتی سهم را از تابلوی بورس میخرید، پولتان به سرمایهگذاری میرسد که سهم را فروخته است. شرکت فقط وقتی پول میگیرد که سهمِ تازه منتشر کند، مثلاً در افزایش سرمایه از محلِ آوردهٔ نقدی یا پذیرهنویسی.
جمعبندی
بازار اولیه جایی است که ورقه به دنیا میآید و پولِ ما به ناشر میرسد. بازار ثانویه جایی است که همان ورقه سالها بینِ مردم دستبهدست میشود و پول به فروشندهٔ قبلی میرسد. اولی برای شرکت پول جمع میکند و دومی به ما اجازه میدهد هر وقت خواستیم داراییمان را نقد کنیم.
پس دفعهٔ بعد که خواستید در عرضه اولیه، پذیرهنویسی یا هر خریدِ دیگری شرکت کنید، اول این دو پرسش را از خودتان بپرسید: «فروشنده کیست؟» و «پولِ من به کجا میرود؟» همین دو پرسش نیمی از ریسکِ کار را روشن میکند. تصمیمِ نهایی هم با خودتان است.
