مالیات بر ارزش افزوده چیست؟ نرخ ۱۰٪ VAT در ۱۴۰۵ و نحوهٔ محاسبه
فهرست مطالب۱۱ بخش
- معنی VAT چیست و چرا اسمش «ارزش افزوده» است؟
- مالیات مستقیم و غیرمستقیم چه فرقی دارند؟
- مالیات بر ارزش افزوده چطور کار میکند؟ یک مثالِ ساده
- نرخ مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۴۰۵ چقدر است؟
- نرخ مالیات بر ارزش افزوده در ایران چطور بالا رفت؟
- مالیات بر ارزش افزوده را خودمان چطور حساب کنیم؟
- حالتِ اول: قیمت بدون مالیات را داریم
- حالتِ دوم: قیمت نهایی را داریم و میخواهیم مالیاتش را بدانیم
- طلا: فقط روی اجرت و سود
- چه کالاها و خدماتی معافاند؟
- چه کسی مالیات را جمع میکند و به دولت میدهد؟
- مالیات بر ارزش افزوده چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد؟
- در حالتِ عادی، هزینهٔ شرکت نیست
- سه جایی که این مالیات به سود و پولِ شرکت ضربه میزند
- اشتباههای رایج دربارهٔ مالیات بر ارزش افزوده
- چکلیستِ کوتاه برای خریدار و فروشنده
- سوالات متداول
- جمعبندی

مالیات بر ارزش افزوده چیست؟ مالیاتی است که شما موقعِ خریدِ کالا یا خدمات، روی قیمت میپردازید. فروشنده فقط آن را از شما میگیرد و به دولت میدهد. در سال ۱۴۰۵ نرخِ عمومیِ آن در ایران ۱۰ درصد است. یعنی روی کالایی که ۱ میلیون تومان قیمت دارد، ۱۰۰ هزار تومان مالیات میآید.
احتمالاً این کلمه را پایینِ فاکتورِ فروشگاه، قبضِ رستوران یا فاکتورِ طلافروشی زیاد دیدهاید. خیلیها فکر میکنند این پول را مغازهدار برای خودش برمیدارد. اینطور نیست. بیایید با هم ببینیم این مالیات از کجا میآید، چطور حساب میشود و چه ربطی به سودِ شرکتهای بورسی دارد.
معنی VAT چیست و چرا اسمش «ارزش افزوده» است؟
VAT کوتاهشدهٔ Value Added Tax است؛ یعنی همان مالیات بر ارزش افزوده. «ارزش افزوده» یعنی مقداری که هر کس در زنجیرهٔ تولید به ارزشِ کالا اضافه میکند.
یک قرص نان را در نظر بگیرید. کشاورز گندم میکارد. آسیابان گندم را آرد میکند. نانوا آرد را نان میکند. هر کدام چیزی به ارزشِ کار اضافه کردهاند. دولت از هر مرحله فقط روی همان «اضافه» مالیات میگیرد، نه روی کلِ قیمت. برای همین اسمش مالیات بر ارزش افزوده است.
این مالیات در دستهٔ مالیات غیرمستقیم است. یعنی شما آن را مستقیم به ادارهٔ مالیات نمیدهید. در قیمتِ جنس پنهان است و هر بار که چیزی میخرید، کمی از آن را میپردازید.
مالیات مستقیم و غیرمستقیم چه فرقی دارند؟
برای اینکه تفاوت روشن شود، این دو را کنارِ هم بگذاریم:
| ویژگی | مالیات مستقیم (مثلِ مالیاتِ حقوق) | مالیات بر ارزش افزوده |
|---|---|---|
| روی چه چیزی است؟ | درآمد یا دارایی | مصرف و خرید |
| چه کسی میپردازد؟ | صاحبِ درآمد | مصرفکنندهٔ نهایی |
| چه کسی به دولت میدهد؟ | خودِ شخص یا کارفرما | فروشندهها در هر مرحله |
| آیا فقیر و ثروتمند یک نرخ دارند؟ | معمولاً نه؛ پلکانی است | بله؛ نرخ برای همه یکی است |
| کجا دیده میشود؟ | فیشِ حقوق یا اظهارنامهٔ سالانه | پایینِ فاکتور |
نکتهٔ ردیفِ چهارم مهم است. مالیات بر ارزش افزوده به درآمدِ شما کاری ندارد. بازنشستهای که با مستمری نان میخرد و تاجری که خودرو میخرد، هر دو یک نرخ میپردازند. برای همین بیشترِ کشورها کالاهای ضروری مثلِ نان و دارو را از آن معاف میکنند. پس مالیات بر ارزش افزوده مالیاتِ مصرف است، نه مالیاتِ درآمد.
مالیات بر ارزش افزوده چطور کار میکند؟ یک مثالِ ساده
همان قرص نان را با عدد دنبال کنیم. این عددها فقط مثالاند و نرخ را ۱۰ درصد گرفتهایم. فرض کنید نانِ آخرِ کار ۱۰۰ هزار تومان میارزد (بدونِ مالیات).
- کشاورز گندم را ۴۰ هزار تومان به آسیابان میفروشد. ۱۰ درصد، یعنی ۴ هزار تومان، مالیات روی فاکتور میگذارد و همین را به دولت میدهد.
- آسیابان آرد را ۶۰ هزار تومان به نانوا میفروشد و ۶ هزار تومان مالیات میگیرد. ولی ۴ هزار تومانش را خودش موقعِ خریدِ گندم داده بود. پس فقط ۲ هزار تومان به دولت میدهد.
- نانوا نان را ۱۰۰ هزار تومان به شما میفروشد و ۱۰ هزار تومان مالیات میگیرد. ۶ هزار تومانش را قبلاً به آسیابان داده بود. پس ۴ هزار تومان به دولت میدهد.

حالا جمع بزنیم: ۴ + ۲ + ۴ = ۱۰ هزار تومان. دولت دقیقاً ۱۰ درصدِ قیمتِ نهاییِ نان را گرفته است. ولی چه کسی این ۱۰ هزار تومان را واقعاً از جیبش داد؟ شما. کشاورز و آسیابان و نانوا فقط پول را دستبهدست کردند.
به آن پولی که هر فروشنده موقعِ خرید پرداخته و از مالیاتِ فروشش کم میکند، اعتبار مالیاتی میگویند. در مثالِ ما، ۶ هزار تومانی که نانوا به آسیابان داد، اعتبار مالیاتیِ نانواست. پس هر فروشنده فقط مالیاتِ همان سهمی را میدهد که خودش به ارزشِ کالا اضافه کرده است.
نرخ مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۴۰۵ چقدر است؟
نرخ عمومی در سال ۱۴۰۵، ۱۰ درصد است. این عدد در قانونِ بودجه تعیین میشود و ممکن است سال به سال عوض شود.
داستانِ ۱۴۰۵ کمی پیچوخم داشت. دولت در لایحهٔ بودجه پیشنهاد کرده بود نرخ به ۱۲ درصد برسد. خبرِ «۱۲ درصد» آن روزها همهجا پخش شد. ولی مجلس با این افزایش موافقت نکرد و در قانونِ نهایی همان ۱۰ درصد ماند. پس اگر جایی هنوز «۱۲ درصد» دیدید، آن خبرِ لایحه است، نه قانون.
بخشی از این نرخ هم «مالیات» به معنای دقیق نیست و عوارض است. یعنی سهمی که به شهرداریها و دهیاریها میرسد تا خرجِ شهر و روستا شود. برای شما که خریدارید فرقی ندارد؛ همه با هم ۱۰ درصد است.
نرخ مالیات بر ارزش افزوده در ایران چطور بالا رفت؟
این مالیات در ایران از سالِ ۱۳۸۷ و اول بهصورتِ آزمایشی اجرا شد. نرخش از ۳ درصد شروع شد و در سالهای بعد کمکم بالا رفت تا به ۹ درصد رسید. در سال ۱۴۰۰ قانونِ دائمیِ مالیات بر ارزش افزوده جای قانونِ آزمایشی را گرفت. از ۱۴۰۳ هم قانونِ بودجه یک واحد به آن اضافه کرد و نرخ ۱۰ درصد شد.
مقایسه با چند کشورِ دیگر هم جالب است. نرخِ این مالیات در امارات ۵ درصد، در عربستان ۱۵ درصد، در ترکیه ۲۰ درصد و در بیشترِ کشورهای اروپایی حدودِ ۲۰ درصد است. پس نرخِ ایران در مقایسه پایین است. ولی یادمان باشد که در ایران تورمِ بالا خودش مثلِ یک مالیاتِ پنهان عمل میکند؛ این را در مقالهٔ تورم چیست مفصل توضیح دادهام.
مالیات بر ارزش افزوده را خودمان چطور حساب کنیم؟
دو حالت پیش میآید. یا قیمتِ بدونِ مالیات را دارید، یا قیمتِ نهایی را. فرمولِ هر کدام فرق دارد و اشتباهِ رایج همینجاست.
حالتِ اول: قیمت بدون مالیات را داریم
قیمت را در ۱۰ درصد ضرب کنید. فرض کنیم یک یخچال ۴۰ میلیون تومان قیمت دارد (بدونِ مالیات).
- مالیات: ۴۰ میلیون × ۱۰٪ = ۴ میلیون تومان
- مبلغی که میپردازید: ۴۰ + ۴ = ۴۴ میلیون تومان
حالتِ دوم: قیمت نهایی را داریم و میخواهیم مالیاتش را بدانیم
اینجا نباید ۱۰ درصدِ کلِ مبلغ را حساب کنید. چون آن ۴۴ میلیون خودش مالیات را در دلش دارد. درستش این است:
- قیمتِ بدونِ مالیات = قیمتِ نهایی ÷ ۱٫۱ → ۴۴ ÷ ۱٫۱ = ۴۰ میلیون تومان
- مالیات = قیمتِ نهایی × ۱۰ ÷ ۱۱۰ → ۴۴ × ۱۰ ÷ ۱۱۰ = ۴ میلیون تومان
اگر اشتباهی ۱۰ درصدِ ۴۴ میلیون را حساب کنید، به ۴٫۴ میلیون میرسید؛ ۴۰۰ هزار تومان بیشتر از واقعیت. پس یادتان بماند: مالیاتِ داخلِ قیمتِ نهایی حدودِ ۹٫۱ درصدِ آن است، نه ۱۰ درصد.
طلا: فقط روی اجرت و سود
طلای زینتی حسابِ جدا دارد. اصلِ طلا از این مالیات معاف است. ۱۰ درصد فقط روی جمعِ اجرت ساخت، سودِ فروشنده و حقالعمل گرفته میشود. سکه، شمش و طلای آبشده هم اصلاً مالیات بر ارزش افزوده ندارند. محاسبهٔ قدمبهقدمِ فاکتورِ طلا را در مالیات طلا و اجرت ساخت در ۱۴۰۵ و محاسبهٔ قیمت طلا با فرمول و مثال آوردهام.
چه کالاها و خدماتی معافاند؟
همهٔ خریدها این مالیات را ندارند. قانون در مادهٔ ۹ فهرستی از کالاها و خدماتِ معاف آورده است. منطقش ساده است: چیزهایی که زندگیِ روزمره به آنها بند است، گرانتر نشوند. چند نمونهٔ آشنا:
- نان، گوشت، برنج، حبوبات، شیر و بیشترِ کالاهای اساسیِ خوراکی
- دارو و خدماتِ درمانی
- کتاب و مطبوعات
- اجارهٔ خانهٔ مسکونی
- بیشترِ خدماتِ بانکی
- خرید و فروشِ سهام و اوراقِ بهادار در بورس
- شمش طلا و اصلِ طلای بهکاررفته در زیورآلات
این فهرست کامل نیست و جزئیاتش گاهی با بخشنامه عوض میشود. اگر کسبوکار دارید، فهرستِ دقیق را از سازمان امور مالیاتی بگیرید. در مقابل، چند کالا مثلِ سیگار و محصولاتِ دخانی نرخِ بالاتر از ۱۰ درصد دارند.
یک هشدارِ کاربردی: اگر فروشندهای روی کالای معاف از شما مالیات گرفت، خلاف کرده است. قانون برایش جریمهای به اندازهٔ دو برابرِ همان مبلغ گذاشته است. پس روی فاکتورِ نان و دارو نباید ردیفِ «ارزش افزوده» ببینید.
چه کسی مالیات را جمع میکند و به دولت میدهد؟
از دیدِ شما که خریدارید، کار با پرداختِ فاکتور تمام است. ولی برای فروشنده تازه شروعِ کار است. او باید چند کار را مرتب انجام بدهد:
- ثبتنام در نظامِ مالیات بر ارزش افزوده، اگر جزوِ فعالیتهای مشمول باشد.
- صدورِ صورتحساب؛ یعنی همان فاکتور رسمی. امروز این صورتحساب الکترونیکی است و باید در سامانهٔ مودیان ثبت شود. سامانهٔ مودیان یعنی سایتی که سازمان امور مالیاتی همهٔ خرید و فروشهای فروشندهها را در آن میبیند.
- اظهارنامهٔ فصلی؛ یعنی سالی چهار بار، پس از هر فصل، گزارشِ فروش و خریدش را میدهد. مهلتِ معمول تا پایانِ ماهِ بعد از هر فصل است، ولی سازمان گاهی آن را تمدید میکند.
- پرداختِ مابهالتفاوت؛ یعنی مالیاتی که از مشتریها گرفته، منهای مالیاتی که خودش موقعِ خرید داده.
نکتهٔ مهم بندِ دوم است. فروشنده فقط وقتی میتواند اعتبار مالیاتیِ خریدش را کم کند که فروشندهٔ قبلی صورتحسابِ درست را در سامانه ثبت کرده باشد. اگر از کسی بیفاکتور خرید کند، آن مالیات را از جیبِ خودش داده و پس نمیگیرد. برای همین فاکتورِ رسمی فقط کاغذبازی نیست؛ پول است.
اگر هم در یک فصل مالیاتِ خریدها بیشتر از مالیاتِ فروشها باشد، فروشنده از دولت طلبکار میشود. این طلب یا به فصلِ بعد میرود، یا در شرایطی پس داده میشود. صادرکنندهها نمونهٔ روشنِ این حالتاند. صادرات مالیات بر ارزش افزوده ندارد، پس مالیاتی که برای مواد اولیه دادهاند باید به آنها برگردد. پس اظهارنامه همیشه به پرداخت ختم نمیشود؛ گاهی به طلب از دولت.
مالیات بر ارزش افزوده چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد؟
این بخش بیشتر به کارِ کسانی میآید که سهام میخرند. اول خیالتان را راحت کنم: خودِ خرید و فروشِ سهام در بورس مالیات بر ارزش افزوده ندارد. ولی شرکتهایی که سهامشان را میخرید، هر روز با این مالیات سروکار دارند.
در حالتِ عادی، هزینهٔ شرکت نیست
همانطور که در مثالِ نان دیدیم، شرکت مالیات را از مشتری میگیرد و به دولت میدهد. پس این پول نه درآمدِ شرکت است و نه هزینهاش. در صورت سود و زیان، سطرِ «درآمدِ عملیاتی» بدونِ مالیات بر ارزش افزوده نوشته میشود. مالیاتی که هنوز به دولت نداده، معمولاً در ترازنامه و در بدهیها مینشیند. طلبش از دولت هم در دریافتنیها.
سه جایی که این مالیات به سود و پولِ شرکت ضربه میزند
با این حال، در عمل سه جا هست که این مالیات به شرکت ضرر میزند. یک تحلیلگرِ دقیق این سه را در گزارشهای کدال دنبال میکند:
| موقعیت | چه اتفاقی میافتد؟ | کجا اثرش را میبینیم؟ |
|---|---|---|
| شرکتی که کالای معاف میفروشد (مثلاً بعضی شرکتهای دارویی یا غذایی) | از مشتری مالیات نمیگیرد، ولی مالیاتِ مواد اولیه را داده و نمیتواند پس بگیرد | بهای تمامشده بالا میرود و حاشیهٔ سود کم میشود |
| شرکتِ صادراتمحور (مثلِ پتروشیمی و فولاد) | باید مالیاتِ خریدهایش را از دولت پس بگیرد و این کار گاهی ماهها طول میکشد | پولِ نقد قفل میشود و سرمایه در گردش فشار میخورد |
| شرکتی که کالای مصرفی میفروشد | اگر نرخ بالا برود، قیمت برای مشتری گرانتر میشود و ممکن است کمتر بخرد | رشدِ فروش کند میشود |
ردیفِ دوم را با یک مثالِ ساده ببینیم. فرض کنید یک شرکتِ صادراتی ۲۰۰ میلیارد تومان طلبِ مالیاتی از دولت دارد. این پول مالِ شرکت است، ولی دستش نیست. مثلِ کسی که در خانهاش پول دارد ولی بانک تعطیل است. شرکت برای خرجِ روزانهاش شاید ناچار شود وام بگیرد و سودِ وام بدهد. پس اگر در ترازنامهٔ شرکتی طلبِ مالیاتیِ بزرگ دیدید، بپرسید این پول کی برمیگردد. این همان چیزی است که در مقالهٔ سرمایه در گردش هم به آن پرداختهام.
ردیفِ سوم هم به زندگیِ ما گره خورده است. وقتی بحثِ افزایشِ نرخ به ۱۲ درصد پیش آمد، یکی از نگرانیهای اصلی همین بود. مردمی که قدرتِ خریدشان کم شده، با گرانیِ بیشتر کمتر خرید میکنند و فروشِ تولیدکنندهها کم میشود. پس خبرِ تغییرِ نرخِ این مالیات، برای صنعتهای مصرفی خبرِ مهمی است و ارزشِ دنبالکردن دارد. برای اینکه بتوانید این اثرها را در عددهای شرکت پیدا کنید، نسبتهای مالی ابزارِ خوبیاند.
اشتباههای رایج دربارهٔ مالیات بر ارزش افزوده
- «این پول را مغازهدار برمیدارد.» نه؛ فروشنده فقط واسطه است و باید آن را به دولت بدهد.
- «مالیات ۱۰ درصدِ قیمتِ نهایی است.» نه؛ ۱۰ درصدِ قیمتِ بدونِ مالیات است. از قیمتِ نهایی، حدودِ ۹٫۱ درصد.
- «طلا ۱۰ درصد مالیات دارد.» نه؛ فقط اجرت و سودِ فروشنده. اصلِ طلا معاف است.
- «نرخ امسال ۱۲ درصد شد.» نه؛ ۱۲ درصد پیشنهادِ لایحه بود. قانونِ بودجهٔ ۱۴۰۵ همان ۱۰ درصد را نگه داشت.
- «بیفاکتور خریدن ارزانتر است.» برای فروشندهای که خودش مشمول است، نه. مالیاتِ خریدِ بیفاکتور را نمیتواند کم کند و در نهایت گرانتر تمام میشود.
چکلیستِ کوتاه برای خریدار و فروشنده
برای شما که خریدارید:
- پیش از خریدِ بزرگ بپرسید: «این قیمت با مالیات است یا بدونِ مالیات؟»
- روی فاکتور، ردیفِ مالیات را جدا ببینید و با ۱۰ درصد بسنجید.
- روی کالای معاف (نان، دارو، کتاب) نباید مالیات بدهید.
- در طلافروشی بپرسید مالیات را روی چه عددی حساب کرده است.
برای شما که کسبوکار دارید:
- همهٔ فروشها را با صورتحسابِ الکترونیکی در سامانهٔ مودیان ثبت کنید.
- از فروشندهها فاکتورِ رسمی بخواهید؛ بیآن اعتبار مالیاتی ندارید.
- مهلتِ اظهارنامهٔ هر فصل را در تقویم بگذارید و اطلاعیههای تمدید را دنبال کنید.
- اگر کالای شما معاف است، مطمئن شوید از مشتری مالیات نمیگیرید.
سوالات متداول
مالیات بر ارزش افزوده چیست؟
مالیاتی است که مصرفکننده موقعِ خریدِ کالا و خدمات روی قیمت میپردازد. فروشندهها در هر مرحله آن را جمع میکنند و به دولت میدهند. هر فروشنده فقط مالیاتِ ارزشی را میدهد که خودش به کالا اضافه کرده است.
VAT به چه معناست؟
VAT کوتاهشدهٔ Value Added Tax است؛ یعنی مالیات بر ارزش افزوده. همان ردیفی است که پایینِ فاکتورها با عنوانِ «ارزش افزوده» یا «مالیات و عوارض» میبینید.
نرخ مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۴۰۵ چقدر است؟
نرخ عمومی در سال ۱۴۰۵ ده درصد است. دولت در لایحهٔ بودجه ۱۲ درصد پیشنهاد داده بود، ولی مجلس نپذیرفت و در قانونِ نهایی همان ۱۰ درصد ماند. بعضی کالاها مثلِ دخانیات نرخِ بالاتر دارند.
مالیات بر ارزش افزوده را چطور از قیمت نهایی جدا کنیم؟
قیمتِ نهایی را بر ۱٫۱ تقسیم کنید تا قیمتِ بدونِ مالیات به دست بیاید. تفاوتِ این دو عدد مالیات است. مثلاً از ۴۴ میلیون تومان، ۴۰ میلیون قیمت و ۴ میلیون مالیات است.
اعتبار مالیاتی یعنی چه؟
مالیاتی است که فروشنده موقعِ خریدِ مواد یا کالا پرداخته و میتواند آن را از مالیاتِ فروشهایش کم کند. شرطش این است که فروشندهٔ قبلی صورتحسابِ معتبر را در سامانهٔ مودیان ثبت کرده باشد.
آیا خرید و فروش سهام مالیات بر ارزش افزوده دارد؟
نه. خرید و فروشِ سهام و اوراقِ بهادار از مالیات بر ارزش افزوده معاف است. کارمزدِ معاملات و مالیاتِ فروشِ سهام قاعدهٔ جدای خودشان را دارند.
مالیات بر ارزش افزوده چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد؟
در حالتِ عادی هزینهٔ شرکت نیست، چون از مشتری گرفته و به دولت داده میشود. ولی برای فروشندگانِ کالای معاف هزینه میشود، پولِ صادرکنندهها را تا زمانِ استرداد قفل میکند و نرخِ بالاتر میتواند فروش را کم کند.
طلا چقدر مالیات بر ارزش افزوده دارد؟
اصلِ طلا معاف است. در طلای زینتی، ۱۰ درصد فقط روی اجرت ساخت، سودِ فروشنده و حقالعمل گرفته میشود. سکه، شمش و طلای آبشده مالیات بر ارزش افزوده ندارند.
جمعبندی
مالیات بر ارزش افزوده مالیاتی است که ما مصرفکنندهها با هر خرید میپردازیم و فروشندهها قدمبهقدم به دولت میرسانند. نرخِ عمومیِ آن در ۱۴۰۵ ده درصد است. برای جدا کردنش از قیمتِ نهایی، بر ۱٫۱ تقسیم کنید، نه اینکه ۱۰ درصدِ کل را بردارید.
برای سرمایهگذار هم این مالیات فقط یک ردیفِ فاکتور نیست. شرکتهای معاف، صادرکنندهها و صنعتهای مصرفی هر کدام به شکلی از آن اثر میگیرند. پس دفعهٔ بعد که تحلیل بنیادی یک شرکت را میخوانید، به طلبها و بدهیهای مالیاتیاش هم نگاهی بیندازید.
